حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تحقيق در نظريه يكم كه مى گويد: جنگ در طبيعت انسان است

بطلان اين نظريه را با چند دليل مى توان اثبات كرد:

دليل يكم- بشر در طول تاريخ چه به وسيله ى پيامبران الهى و چه به وسيله ى حكماء و اخلاقيون و سياستمداران خردمند و انسان شناس در تعدادى فراوان از جوامع و برهه هائى از زمان دست از جنگ برداشته و به صلح و صفا گرويده و تا حدودى بسيار قابل توجه از عداوتها و كينه توزيها دست برداشته اند، مقدارى مهم از اين برهه ها همانها بوده اند كه انبياى عظام ملل و اقوام بشرى را به صلح و سلم دعوت مى كردند و آنان را به دفاع و جهاد در برابر كسانى كه براى بشر حق حيات و حق كرامت و حق آزادى معقول، قبول نداشتند، برمى انگيختند. در آغاز ظهور اسلام، ما شاهد اين جريان تاريخى هستيم كه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم كوششها و تلاشهاى بسيار جدى براى برداشتن و ريشه كن كردن عوامل خشونت و جنگهاى مستند به خودمحورى و منفعت پرستى و اسقاط ارزشهاى اعلاى انسانى صرف نمودند، و در هر جائى كه اسلام تطبيق مى شد خصومتها و تضادهاى كشنده را مبدل به دوستيها و رقابتهاى سازنده مى فرمود: و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا و اذكروا نعمه الله عليكم اذ كنتم اعداء
فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم على شفا حفره من النار فانقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون، آل عمران آيه ى 103 و همگى به طناب پيوند دهنده ى الهى چنگ بزنيد و از همديگر پراكنده نشويد و به ياد بياوريد نعمت خداوندى را براى شما هنگامى كه دشمنان يكديگر بوديد، خداوند دلهاى شما را به هم نزديك ساخت، و ميان دلهاى شما محبت و الفت برقرار نمود و شما به بركت نعمت خداوندى با يكديگر برادر گشتيد، و شما بر لبه ى پرتگاهى از آتش بوديد، پس خداوند شما را از آن پرتگاه نجات داد، بدينسان خداوند آيات خود را براى شما بيان مى كند باشد كه هدايت شويد، از طرف ديگر در قرآن مجيد آياتى را مى بينيم كه تكاپوى مسابقه در خيرات را براى مردم دستور مى دهد:

1- و لكل وجهه هو موليها فاستبقوا الخيرات، البقره آيه ى 148 و براى هر كسى هدف و مسيرى است كه آن را پيگيرى مى كند، پس شما براى تحصيل خيرات مسابقه كنيد.

2- و لكن ليبلوكم فيما آتاكم فاستبقوا الخيرات، المائده آيه ى 48 و لكن براى اينكه شما را در آنچه كه به شما داده است آزمايش كند، پس شما براى تحصيل خيرات مسابقه كنيد.

3- و منهم سابق بالخيرات باذن الله، الفاطر آيه ى 32 و گروهى از آنان با اذن خداوندى براى تحصيل خيرات مسابقه مى نمايند.

4- و الذين يوتون ما آتو و قلوبهم و جله انهم الى ربهم راجعون، اولئك يسارعون فى الخيرات و هم لها سابقون، المومنون آيه ى 61 و كسانى كه آنچه را داده اند دريافت خواهند كرد و دلهاى آنان در انتظار و تاثير شديد براى آن است كه به سوى پروردگارشان بازگشت خواهند نمود، آنان هستند كه براى تحصيل خيرات مسابقه مى نمايند.

دليل دوم- بايد دقت كرد در اينكه آيا ما مى توانيم همه انسانهاى رشديافته را كه از جنگ و ستيز و كشتار گريزانند و هيچ پديده اى را در زندگى بشر وقيح تر و شرم آورتر از جنگ مبتنى بر منافع مادى و قدرت گرايى زورگويانه سراغ ندارند به اختلال روانى متهم بسازيم؟ زيرا اينان برخلاف ذات بشرى كه جنگ جزئى از آن است مى انديشند و حركت مى كنند!! ما هم اكنون در روى زمين جوامعى را مى بينيم كه مدتهائى است بس طولانى جنگ و كشتار نداشته اند، آيا مردم اين جوامع به جهت آنكه به مقتضاى جزء ذات خود كه جنگ است عمل نكرده اند، بيمارند؟! و آيا به طور عموم مى توانيم بگوئيم: بشر در طول تاريخ در هر جامعه و دورانى كه در صلح و صفا به سر برده است، به بيمارى از دست دادن جزئى از ذات خود مبتلا بوده است؟!!!

/ 339