حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

توصيفى درباره ى قدرت و اينكه اساس همه ى حركات قدرتست، نويسنده ى محترم به خوبى متوجه بوده است كه خود قدرت فاسد نيست، بلكه اين سوء استفاده از قدرتست كه يك بلاى شيطانى شده و در تمام مناطق جهان مشغول دريدن همه ى انسانها و ارزشهاى آنان مى باشد. نه تنها سوء استفاده ى خودمحوران خودكامه از قدرت، آن را يك پديده ى وحشتناك جلوه داده به طورى كه آنرا در مقابل حق قرار داده است، بلكه خود آن مردمانى كه قربانى سوء استفاده از قدرتها شده اند به جهت بى اعتنائى و بى خيالى و كاهلى كه درباره ى حيات خود داشته اند، هيچ توجهى به آن سوء استفاده ها نداشته و شركت در نابود كردن خويشتن ورزيده اند.
در پائيز 1973 در محضر سازمان ملل از سياست مقاومت منفى گاندى با احترام و ستايش ياد كردم، اما اكنون نيز چون آن زمان بر اين باورم كه در اين باره نكته ى ديگرى را نيز بايد گفت: خشونتى وجود دارد كه با سوء استفاده از بردباريها و بى تفاوتيها و بى ارادگيهاى موجود اعمال مى شود، و كشت و كشتارى در كار است كه راه خود را از ميان كاهلى افراد جامعه دنبال مى كند، در اينجاست كه نبايد ساكت نشست زيرا اين سكوت چه بسا تعيين كننده ى مرز بقاء و نابودى ما باشد "ص 303".

پيش از توضيح و تحليل عبارات منقول در اين مبحث بايد بدانيم كه: قدرت، قوه، نيرو، توان، و هر كلمه اى كه اين معنى را برساند، در نظر بگيريد، اشكالى ندارد عبارت است از عامل هرگونه حركت در اين دنيا قابل تصور است.[ البته منظور حركت در مسير مثبت است و حتى تبدل حركت به سكون و به اصطلاح فلسفه ى گذشتگان به فساد و "نيستى به اصطلاح معمولى" معلول فقدان نيرو است. ] مورچه اى كه حركت مى كند، از قدرت استفاده مى كند، غول پيكرترين ماشينها در حركت خود از نيرو بهره بردارى مى كند، هم اكنون نيروئى صرف مى شود كه اين قلم روى كاغذ حركت مى كند، به طور خلاصه جهان هستى با قدرت پايدار است، و با كمترين اختلال در قدرت، تغيير در جهان هستى قطعى است، و با نظر به جريان وابستگى ماده و قوه به حقيقتى فوق طبيعت كه خدا است، مى گوئيم: لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم حركت و قوه اى نيست مگر با عنايت خداوند بزرگ و باعظمت، بنابراين مى توان گفت: حركت و نيرو "قوه" از باعظمت ترين جلوه هاى مشيت خداوندى در اين جهان است.

شناخت، عظمت جهان هستى با شناخت قدرتى كه در اين جهان در فعاليت است،عميق تر و گسترده تر مى گردد، هر اندازه كه دانش بشرى به سطوح و ابعاد بيشترى از هستى درد و عرصه ى جانداران و بيجانها نفوذ پيدا مى كند، با اشكالى گوناگون از حركتها و شدنها و بود و نبودها و قدرتى كه آنها را اداره مى كند آشناتر مى گردد، و بر اعتقاد او به معنى دارا بودن وجود خود و جهان هستى كه در آن زندگى مى كند بيشتر مى شود.

/ 339