حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


بخوانيم فرزندان ما و فرزندان شما را و زنان ما و زنان شما را و خودمان را و خود شما را سپس با خدا به نيايش بپردازيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار بدهيم همه ى مفسران و مورخان نوشته اند: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ابنائنا را بر امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و نسائنا را بر دختر خود فاطمه ى زهرا سلام الله عليها و انفسنا را بر وجود مبارك خويشتن و اميرالمومنين على بن ابيطالب عليه السلام تطبيق نموده و براى مباهله برده است، اين آيه ى شريفه رابطه ى اميرالمومنين را با پيامبر رابطه ى خود، با خود بيان نموده است. اما حديث، در چند ماخذ مهم اهل سنت و در ماخذ اصلى شيعه نقل كرده اند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درباره ى اميرالمومنين فرموده است: يا على انت اخى فى الدنيا و الاخره اى على، تو برادر منى در دنيا و آخرت.

5- محمد بن علقمه مى گويد: به همراهى گروهى براى عمل حج حركت كردم، و مالك بن الحارث الاشتر و عبدالله بن الفضل التميمى و رفاعه بن شداد البحلى در ميان آن گروه بودند، زنى را در كنار جاده ديدم كه مى گويد: اى بندگان مسلمان خدا، اين است ابوذر از اصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله در اين غربت از دنيا رفته است و كسى نيست كه مرا كمك كند تا او را كفن و دفن كنم، محمد مى گويد: بعضى از ما بر روى ديگرى نگريستيم و خدا را به اين جريان كه پيش آمده بود سپاس گفتيم، و همه ى ما جمله ى: انا لله و انا اليه راجعون را به جهت بزرگى مصيبت خوانديم، سپس به همراه آن زن به طرف جنازه ى ابوذر رفتيم و مراسم را به جاى آورديم و در موضوع كفن با هم رقابت نموديم و بالاخره مشتركا كفن را آماده نموديم و سپس جنازه را غسل و كفن نموديم پس از آن مالك اشتر را براى امامت پيش انداختيم و نماز ابوذر را به امامت مالك خوانديم و آنگاه مالك در كنار قبر ابوذر ايستاد و چنين نيايش كرد: خداوندا اينست ابوذر يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، ترا در جمع عابدان عبادت كرد، و در راه تو با مشركان جهاد نمود، هيچ تغيير و تبديلى در دين تو به وجود نياورد، او هر منكرى ديد نهى كرد، سپس آن زن گوشت پخته ى گوسفندى را كه "بنا به نقل بعضى تواريخ آخرين ماده معيشت ابوذر از دنيا بود" آماده كرده بود، آورد و گفت: ابوذر وصيت كرده است كه پس از فراغت از كار به تجهيز او، اين غذا را نخورده حركت نكنيد. ما هم آن غذا را خورديم و از آنجا حركت كرديم. [ منهاج البراعه ج 20 ص 162 و 163. ]

در اين روايت به اضافه ى نمودار شدن عظمت مالك به جهت امامت در نماز به ابوذر، محتواى دعائى كه از طهارت قلبى دعاكننده كشف مى كند داراى اهميت است. تذكر به اين مسئله در اين داستان فوق العاده آموزنده است كه ابوذر وصيت مى كند كه پس از انجام كار
تجهيز او گوشت گوسفند را نخورده از آنجا حركت نكنند، معنايش اينست كه كارى كه براى احترام او انجام داده اند، "نه اصل كار تجهيز كه واجب كفائى است و در آن موقعيت براى آنان واجب عينى شده بود و دريافت دستمزد براى آن حرام است" بدون دستمزد نباشد، آرى بنياد ارزش كار براى نخستين بار در اسلام طرح شده است. و لا تبخسوا الناس اشيائهم. [ الاعراف آيه ى 85. ]

/ 339