حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و مقدم ترين سران لشكريانت در نزد تو كسى باشد كه با لشكريان تو در كمك و يارى مواسات كند و از آنچه دارد به آنان عطا كند، به طورى كه هم امكانات آنان را مهيا نمايد و هم نيازهاى دودمانى را كه از خود بجاى گذاشته و عازم لشكرگاه "يا جبهه و ميدان" شده اند، تا بدين سبب در جهاد با دشمن بيش از يك اهتمام نداشته باشند، زيرا عطوفت تو درباره ى آنان، دلهاى آنان را به تو متمايل مى كند و قطعى است كه بهترين روشنائى چشم زمامداران گسترش و نفوذ دادگرى در جامعه و ظهور محبت مردم جامعه است و قطعى است كه محبت مردم بروز نمى كند مگر با سلامت سينه هاى "درون و ذهن" آنان درباره ى زمامداران و خيرخواهى مردم جامعه به وجود نمى آيد مگر به وسيله ى اطلاع و احاطه ى آنان به زمامداران و احساس اندك بودن سنگينى حاكميت آنان و دورى از انقراض مدت حكومت زمامداران، آرزو و اميدهاى "معقول" آنان را وسعت ببخش و ستايش نيكو را براى آنان پى درپى انجام بده و آزمايش آزمايش شدگان را بشمار بياور، زيرا يادآورى فراوان اعمال نيكوى نيكوكاران، انسان دلاور را به هيجان درمى آورد، و شخص عقب نشسته را تحريك مى كند انشاءالله.

سپس براى هر كسى تلاشى را كه كرده است به حساب بياور و تلاش هيچ
كسى را بحساب ديگرى منظور مدار و در اداى حق تلاشگران كمتر از حق درجه ى اعلاى تلاشى كه انجام داده اند به حساب درنياور و هرگز حيثيت و موقعيت چشمگير يك انسانى باعث نشود كه تو كوشش و تكاپوى اندك او را بزرگ بشمارى، "و بالعكس" موقعيت حقير يك انسانى موجب نشود كه كوشش و تكاپوى بزرگ او را كوچك به حساب بياورى.

مالكا، در هر كار بزرگى كه براى تو دشوار شود و امورى كه براى تو ابهام انگيز باشد، به خدا و رسول او رجوع كن، خداوند متعال خطاب به مردمى كه ارشاد آنها را خواسته است مى فرمايد: اى مردمى كه ايمان آورده ايد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول خدا و اولياء امور خود را و اگر درباره ى چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و رسول او ارجاع كنيد، ارجاع به خدا، تمسك به كتابت محكم او است و ارجاع به رسول او گرفتن سنت جمع كننده ى او است كه "مردم را" پراكنده نمى كند.

سپس براى قضاوت ميان مردم، بهترين افراد جامعه را در نظرت انتخاب كن، كه از اين صفات برخوردار باشد: 1
- در تنگناى امور قرار نگيرد،

2- مدعيان و متخاصمين او را وادار به لجاجت نكنند يا او را در معرض آزمايش قرار ندهند،

3- به لغزشى كه دچار شده ادامه ندهد و به حق برگردد،

4- و رجوع به حق هر موقعى كه آنرا فهميد، براى او مشكل نباشد،

5- و هرگز نفس خود را به پرتگاه طمع نزديك نسازد،

6- و به جاى وصول به عالى ترين مرتبه ى فهم در كشف واقعيات به مراتب پائين آن قناعت نكند،

7- از همه ى مردم در موقع شبهه و ابهام محتاطتر باشد،

8- از همه ى مردم در تمسك به دلائل محكمتر،

9- و از مراجعه ى خصماء كمتر از همه دلتنگ باشد،

10- متحمل ترين مردم براى كشف واقعيات،

11- و قاطع ترين آنان در موقع آشكار شدن حكم،

12- مداحى ديگران او را به خودبينى و تكبر گرفتار نكند،

13- فريبكارى و نيرنگ بازيها تمايل او را نگيرد و اينان اندكند، "اما وظائفى كه زمامدار درباره ى قضات دارد":

1- كارهاى قضائى قاضى را به طور فراوان تحت نظر بگيرد،

2- در بذل موادى كه نياز او را منتفى بسازد و احتياج او را به سبب آن بذل، از مردم كم كند "برطرف نمايد" مضايقه مكن،

3- و مقامى براى قاضى در نزد خود عطا كن كه هيچ يك از خواصت در آن مقام طمع نكند تا بدين وسيله از غافلگير شدن از طرف مردان در نزد تو در امان باشد،

4- به طور كلى در امور قضائى با دقت نظر كامل بررسى كن، زيرا اين دين در گذشته در دست اشرار اسير بود، كه در آن با هواى نفس عمل ميشد و آن را وسيله ى دنياطلبى خود قرار داده بودند.

سپس در امور كارگزارانت نظر كن،

1- آنان را با آزمايش "و تحقيق و كشف

/ 339