حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مولوى با اين وابستگى هرگونه زنجير اسارت سنتها و فرهنگها و عوامل محيط و اجتماع را از هم مى گسلد و آن مرتبه از آزادى را در خود مى بيند كه به جاى آنكه او مغز خود را در ميان انگشتان طبيعت ببيند، جهان هستى را اسير هوش و استعداد خود در مى يابد:




  • باده در جوشش گداى جوش ما است
    تا بدانى كاسمانهاى سمى
    زين دو هزاران من و ما اى عجبا من چه منم
    چونكه من از دست شدم در ره من شيشه منه
    پر كاهم پيش تو اى تندباد
    پيش چوگانهاى حكم كن فكان
    گر هلالم گر بلالم مى دوم
    مقتدى بر آفتابت مى شوم



  • چرخ در گردش اسير هوش ما است
    هست عكس مدركات آدمى
    گوش بده عربده را دست منه بر دهنم
    هر چه نهى پا بنهم هر چه بيابم شكنم
    خود ندانم در كجا خواهم فتاد
    مى دويم اندر مكان و لامكان
    مقتدى بر آفتابت مى شوم
    مقتدى بر آفتابت مى شوم



البته منظور اين نيست كه مولوى از خطا و اشتباه مصون بوده است، زيرا غير از معصومين عليهم السلام، همه در معرض اشتباه و خطا هستند.

بنابراين، اين جمله ى عظماى تاريخ كه مى گويد: بنده ى خدا باش يعنى به جاى آنكه وابسته و برده ى خودطبيعى و شهوات و عوامل طبيعت و قدرتمندان باشى كه بدون ترديد ترا به سيه چال از خودبيگانگى و بردگى رهسپار خواهند كرد، قرار گرفتن خود را جزئى از اشعه ى پرتو بى نهايت الهى درك كرده راهى منطقه ى آزادى مطلق باش، تو شعاعى از اشعه ى علم مطلقى، تو نمونه اى از قدرت فراگير مطلقى، تو در مسير كمال مطلقى، و آن نسبيتى كه گريبانگير تكاپو و پويائى و نتائج آن دو خواهد بود، با احساس وابستگى معقول طعم مطلق را بر ذائقه روح تو خواهد چشانيد:




  • قطره ى دانش كه بخشيدى ز پيش
    روز و شب با ديدن صياد هستم در قفس
    بس كه مستم نيست معلومم كه هستم در قفس



  • متصل گردان به درياهاى خويش
    بس كه مستم نيست معلومم كه هستم در قفس
    بس كه مستم نيست معلومم كه هستم در قفس



مالكا: حال فهميدى كه تو بنده ى خدائى چه معنى مى دهد، اگر با درك معناى بنده ى خدا بودن، مديريت همه ى كارگاه خلقت را به تو بسپارند، خود را نخواهى باخت و همواره درصدد افزايش علم و معرفت خواهى بود، و زمزمه ذكر مبارك لا حول و لا قوه الا بالله از دهانت قطع نخواهد گشت، چه رسد به مديريت يك جامعه ى محدودى مانند مصر در روى زمين محدود در برابر كيهان بزرگ كه زمين در برابر آن قطره اى در برابر دريا است. و بايد بدانى كه اگر خود را بنده ى خدا ندانى، يعنى اگر نفهميدى كه خدا ترا در هر حال مى بيند و همه ى كارهاى تو مورد محاسبه او قرار مى گيرد، قطعا گمراه خواهى گشت و مردم را هم كه مديريتشان را به عهده



گرفته اى برده خود خواهى نمود.

/ 339