حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مالكا: از خدا مى خواهم آن توفيق ربانى اش را شامل حال من و تو فرمايد كه شهر و مسكنهايى را كه با ستم ستمكاران به شكل ويرانه هائى بينوانشين درآمده اند، با دست من و تو به آباديهاى حيات بخش مبدل شوند و مردم بيگانه از زمين، آن آباديها را آشيانه ى خود تلقى نموده طعم حيات معقول را بچشند، و نعمتهاى مادى و معنوى را كه خدا براى انسانها مقدر نموده و مردمى از خدا بيگانه و از انسان بى خبر از دستشان گرفته اند، به آنان برگردانيم، و كرامتهاى پايمال شده اى را كه انسانها را از كسها به چيزها تنزل داده است بار ديگر تحقق ببخشيم، و شخصيت آدمى را از چنگال عوامل مزاحم طبيعت و نيرومندان درنده تر از طبيعت ناآگاه رها بسازيم.

مالكا: مسئلت ديگرم از پيشگاه پروردگارم اينست كه آن سعادت و برخوردارى از رشد و كمال را بر من و تو عنايت فرمايد كه اشتياق به آن در نهاد من و تو زبانه مى كشد و آن مرگ را از خدا خواهانم كه در مسير رشد و اعتلاى انسانى، كالبد بدن ما در عين طراوت و شادابى با انگشتان پيك حق از هم باز شود و روح من و تو با تمام آزادى رهسپار كوى الهى گردد.

مالكا: اين پرواز ملكوتى شهادت ناميده مى شود. حال، اين فرمان را كه براى اداره ى حوزه ى ماموريت تو تنظيم شده است بگير و راهى مسير خود باش و بدان كه موقعى تو اين ماموريت بزرگ را به شايستگى انجام خواهى داد كه در نگهبانى جانهاى آدميان كه مسافران ديار حقند
همواره با خرد و دل بپذيرى كه مبدا حركت انا لله است و مقصد آن "جايگاه ابتهاج و شكوفائى روح آنان مى باشد" انا اليه راجعون است، و تو كه بدون درك و پذيرش مبدا و مقصد فوق در سكونى مرگبار قرار خواهى گرفت، چگونه توانائى حركت دادن به آن مسافران ديار حق را دارا خواهى بود.

مالكا: راه برو تا بتوانى راه ببرى.

نوع سوم [ رجوع فرمائيد به اول اين مبحث و تقسيمى كه در آنجا صورت گرفته است. ] دستورات مستقيم است كه اميرالمومنين عليه السلام به مالك اشتر مى فرمايد و با اين دستورات الهى و مستقيم، شخصيت مالك اشتر را آماده ى حركت در مسير مديريت مجموعه اى از انسانهاى معنى دار در جهانى معنى دار مى فرمايد.

اين دستورات همانگونه كه وجدان كار مديريت "عامل اساسى تقواى سياسى" را در درون مالك و هر مديرى كه در يك جامعه اسلامى اين ماموريت ربانى را به عهده بگيرد، بيدار مى سازد و آن را تقويت مى نمايد، خود از همان وجدان بيدار و نيرومند نيز آبيارى مى گردد. يعنى مالك اشتر در اجراى يكايك موارد اين فرمان مقدس با وجدانى بيدار و نيرومند عمل مى نمايد.

/ 339