حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


صلاحيت" به كار بگمار، نه از روى بخشش بى علت و استبداد، زيرا آنان مجموعه اى از شعبه هاى ظلم و خيانتند،

2- از ميان مردم كسانى را براى كارگزارى انتخاب كن كه اهل تجربه و حياء از خاندانهاى صالح و صاحب قدمهاى مفيد در اسلام و سوابق شايسته مى باشند، زيرا آنان داراى اخلاقى شريفتر و حيثيت و آبروئى صحيح تر مى باشند، آنان كمتر از ديگران خود را در پرتگاه طمعها قرار مى دهند، و داراى نظر رساتر در عواقب كارها مى باشند،

3- سپس عوامل مواد معيشت آنان را فراوان نما، زيرا بدين وسيله است كه بر اصلاح نفس خود قدرت پيدا مى كنند، و از دست درازى به آنچه كه از دولت يا مردم در زير دست دارند بى نياز مى گردند، "با اين بى نيازى" در آن هنگام كه امر ترا مخالفت كنند و يا در امانت تو خيانت بورزند، حجت تو بر آنان تمام است،

4- سپس همه ى كارهاى كارگزاران را تحت نظر بگير و بازرسان مخفى از مردمانى را كه اهل صدق و وفا هستند بر آنان بگمار، زيرا تحت نظر قرار دادن پنهانى امور كارگزاران آنان را وادار به حفظ امانت و مدارا با رعيت مى نمايد و معاونان خود را با دقت كامل زير نظر بگير، در آن هنگام كه كسى از آنان دست به خيانت گشود و اين خيانت را اخبار بازرسان مخفى تاييد كرد، از جنبه ى شهادت به آن اخبار استفاده نموده و كيفر بدنى را براى او اجرا كن و به آن عملى كه مرتكب شده است، مسئول قرار بده و او را به موقعيت ذلت و خوارى بكشان و با نشان خيانت او را مشخص نما و ننگ تهمت را از گردنش بياويز.

امر ماليات را به گونه اى تحت نظر بگير كه حال پرداخت كنندگان آن را اصلاح نمايد، زيرا اصلاح حال ديگر مردم در اصلاح ماليات و پرداخت كنندگان آن است، و براى ديگر مردم مصلحتى نيست جز با اصلاح حالت پرداخت كنندگان ماليات، زيرا همه ى مردم تحت كفالت ماليات و پرداخت كنندگان آن مى باشند، مالكا، نظرت در آباد كردن زمين بيشتر و رساتر از توجه به گرفتن ماليات باشد، زيرا ماليات بدون آبادى قابل دريافت نيست و هر كس بدون آباد كردن زمين ماليات مطالبه كند و شهرها را خراب و بندگان خدا را به هلاكت رسانده و روزگار زمامدارى او به طول نمى انجامد مگر اندكى، اگر پرداخت كنندگان ماليات از سنگينى آن و يا از آفتى شكايت داشتند و يا اگر از قطع شدن آب، يا كمى باران، يا عروض دگرگونى بر زمين زراعت به سبب غرق شدن در سيل، يا از اخلالى كه بى آبى به آن زمين وارد آورده باشد، در اين مواقع بايد به قدرى از ماليات تخفيف بدهى كه اميد اصلاح شدن امر آنان را داشته باشى و هرگز آن تخفيفى كه براى اصلاح وضع آنان انجام دادى بر تو سنگين نيايد، زيرا اين نوعى ذخيره است كه نفع آن در آباد كردن شهرهايت و زينت بخشيدن زمامداريت به تو خواهد برگشت، به اضافه ى اينكه
ستايش نيكوى آنان را به تو جلب نموده و به اجراى عدالت در ميانشان مسرور خواهى گشت و در برابر ذخيره نيكوئى كه از آسايش دادن به آنان اندوخته اى از قدرت اضافى آنان بهره مند خواهى گشت، "همچنين" از اطمينانى كه به سبب دادگرى و محبت و مدارا با آنان براى تو دارند برخوردار خواهى بود، پس چه بسا حوادثى كه پيش آيد اگر پس از آن همه عدل و محبت و مدارا به آنان رجوع كنى و از آنان كمك بخواهى با كمال دلخوشى آن حوادث را تحمل نموده و ترا يارى خواهند نمود، زيرا آبادى نعمتى است كه هر بارى به دوشش بنهى آن را خواهد كشيد و جز اين نيست كه ويرانى زمين ناشى از هلاكت مردم آن است و سبب فلاكت مردم روى آوردن كارگزاران به مال اندوزى و بدگمانى "نااميدى" از دوام حكومتشان و عبرت نگرفتن از حوادث روزگار و جريانات اجتماعى و سياسى اقوام و ملل گذشته.

/ 339