حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


مالكا، كتاب الهى ما مى گويد: هدف اعلاى زندگى انسانها وصول به سر منزل آن كمال است [ و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون، و جن و انس را نيافريدم مگر اينكه براى من عبادت كنند و الذاريات آيه ى

56- و در مبحث گذشته عبادت را تفسير نموده ايم. ] كه به لقاء الله [ فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعباده ربه احدا، و هر كس اميدوار ديدار پروردگارش باشد عمل صالح انجام بدهد و كسى را در عبادت پروردگارش شريك قرار ندهد الكهف آيه ى 110. ] و رضوان الله [ و رضوان من الله اكبر و رضايتى از خدا كه از همه نعمتها و لذايذ بزرگتر است التوبه آيه ى 73. ] و ايام الله منتهى مى گردد، شما آزاد هستيد كه اين سرمنزل كمال را براى خود به عنوان هدف انتخاب نكنيد! اما مى دانيد در اينصورت حيات شما چه معنى خواهد داد؟ معناى حيات شما از حد يك پديده ى پيچيده و ناگشودنى تجاوز نخواهد كرد كه آرامش عناصر طبيعت را بر هم زده و به شكل موجودى با احساس درآمده، چند روزى خورده و خوابيده و مانند موش به سوراخ كردن اين خاكدان قناعت نموده و از روشنائى گريخته و با تفكرات خود به بازى شطرنج پرداخته، و با پائين تر از شكم بازى كرده، و با همنوعانش به پيكار برخاسته و سپس با ضربه هاى شكننده اى كه از طرف عوامل طبيعت و بازوان نيرومند بر مغزش فرو آمده رهسپار زير خاك تيره گشته است.

كتاب الهى ما مى گويد: مالك مطلق زندگى و مرگ خدا است، [ و الله يحيى و يميت و خدا است كه زنده مى گرداند و مى ميراند آل عمران آيه ى 156. ]شما مى توانيد خود را آزاد احساس كرده! حق تعيين سرنوشت زندگى و مرگ انسانها را به دست بگيريد، بسيار خوب اگر توانستيد از چنگال ديگر كسانى كه همين فكر را در مغز خود مى پرورانند رها شويد، و اگر توانستيد از هجوم رويدادهاى محاسبه نشده كه سر راه اميال و خواسته هاى هر انسانى را مى گيرند و آنان را در زير خاكسترهاى همان خواسته ها و اميال دفن مى كنند، جان خود را نجات داديد، از شكنجه ى وجدان و نگرانى كشنده اى كه همه ى سطوح روانى شما را فراخواهد گرفت خلاصى نخواهيد داشت. نيز از عذاب مهلك ناتوانى از روياروئى با خويشتن و نگريستن به قيافه ى هولناكى كه شمشير به دست در ميان جويبارى از خون آدميان جست و خيز مى نمايد هرگز جدا نخواهيد گشت.

كتاب الهى ما مى گويد: حقيقت و واقعيت را از سر خدعه و نيرنگ به بازى نگيريد، زيرا كسى كه حقايق و واقعيات را به نيرنگ و فريب بگيرد، خود را فريفته است، كسى كه خود را بفريبد به بيمارى سرايت كننده ى بيگانگى از خويشتن كه بيگانگى از انسانها را نتيجه مى دهد، مبتلا است. [ و ما يخدعون الا انفسهم آنان فريب نمى دهند مگر خويشتن را البقره آيه ى 9. ] كتاب الهى ما مى گويد: پرستش سازنده ترين عامل روحى است، به شرط آنكه به
موضوع شايسته اش تعلق پيدا كند و هيچ حقيقتى جز خدا شايستگى پرستش را ندارد، [ و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه و خداوند حكم كرده است كه پرستش مكنيد مگر او را، الاسراء آيه ى 23. ] و پرستش خداوند بى نياز از همه چيز جز باز شدن ابعاد سازنده و روييدن و باز شدن بالهاى روح براى پرواز در فضاى كمال معنائى ندارد.

مالكا، آن خداوند بى نياز مطلق كه حتى برتر از آن است كه خود نفعى براى خود برساند و يا آسيبى به خود بزند، چه سودى از پرستش ما خواهد برد و چه ضررى را از اعراض ما از پرستش او خواهد ديد!!، [ دعاى عرفه از حضرت امام حسين عليه السلام؟. ] آن كدامين زيبايى و قدرت و عظمت و امتياز است كه بتواند شايستگى پرستش ما انسانها را داشته باشد، در حاليكه همه ى آنها با نقصها و تاريكيها و ابهامها و نسبيتها محاصره شده اند. اگر بنابراين باشد كه آدمى چيزى را بپرستد بزرگتر و زيباتر و باعظمت تر از خود را نخواهد يافت كه حس پرستش خود را به وسيله ى آن اشباع نمايد، در صورتيكه كمترين آگاهى و خودشناسى كافى است كه وقاحت و پليدى خودپرستى را كه گاهى هم با كلمه ى زيباى انسان پرستى تعبير مى شود، آشكار بسازد.

آرى سرتاسر تاريخ را به دقت بنگريد، آن را كوهى از بال شكستگان و پرسوختگانى خواهيد ديد كه به هواى پرستش زيبائيها و قدرتها و امتيازات موقت و بى اساس "كه چند صباحى به جاى بهره بردارى معقول در حيات معقول آنها را تا حد خدايى بزرگ كردند و در شعله هاى بى امان آنها، در عالم تخيل برافروختند و در عالم واقع سوختند، و براى فلسفه گويان هم، ماده ى خام تفكرات را آماده نمودند و نفهميدند كه:




  • در رخ ليلى نمودم خويش را
    سوختم مجنون خام انديش را



  • سوختم مجنون خام انديش را
    سوختم مجنون خام انديش را



مالكا، كتاب الهى ما مى گويد: كار و فعاليت فكرى و عضلانى مفيد انسانها را از ارزش واقعى آنها ساقط ننمائيد، [ و لا تبخسوا الناس اشيائهم و اشياء مردم را از ارزش نيندازيد الاعراف آيه ى 85. ] هر كار و فعاليتى كه يك انسان انجام مى دهد، تجسمى از انرژى و اراده و مديريت صرف آن انرژى و اراده ايست كه مستهلك مى شود، و همه ى اينها نمودهاى مقاديرى از حيات آدمى است كه در اجتماع مستهلك مى گردد. خيانت به ارزش حقيقى اين حيات كه شعاعى از اشعه ى فروزان الهى در اين خاكدان است، تباه ساختن فروغ ربانى است كه دير يا زود صحنه ى حيات آدميان را تيره و تاريك نموده، همه ى آنان را براى پيكار با يكديگر به انگيزگى تنازع در بقاء به جان هم مى اندازد.

/ 339