حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

1- اگر ما بخواهيم به هويت ذاتى هر يك از ماده و معنى توجه كنيم، قطعى است كه
به جهت مغايرت شديد هويت ذاتى هر يك با ديگرى، هرگز نقطه مشتركى مابين آن دو پيدا نخواهيم كرد، عالم معنى كه شامل نفوس و عقول رشد يافته و ارواح و فرشتگان و ارزشهاى معقول و همه ى امور غيبى كه پشت پرده ى ظواهر و پديده هاى خلقت، وجود دارند مى گردد، با نظر به ذات آنها و مختصاتى كه دارند، فوق ذات امور مادى و مختصات آنها مى باشند. عالم معنى فوق كميت ها است در صورتيكه عالم ماده غوطه ور در كميات است. وحدت تجريدى فوق عالم ماده است اگر چه منشا تجريد و انتزاع آن، امور مادى بوده باشد، هدف اعلاى حيات كه قطعا جنبه ى معنوى دارد فوق عالم ماده است. همه ى اصول اعلاى اخلاقى مانند آزادى معقول عدالت، فداكارى در مسير تقوى و خدمت به همنوعان فوق عالم ماده مى باشند. اصل همه ى قوانين "قضاياى كليه اى كه هيچ علمى بدون آنها امكان پذير نمى باشد" مستند به ثابتهائى است فوق تغييرات مادى است. مولوى مى گويد:




  • قرنها بگذشت اين قرن نويست
    عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم
    قرنها بر قرنها رفت اى همام
    پس بنايش نيست بر آب روان
    بلكه بر اقطار اوج آسمان



  • ماده آن ماه است و آب آن آب نيست
    گرچه مستبدل شد اين قرن و امم
    وين معانى برقرار و بر دوام
    بلكه بر اقطار اوج آسمان
    بلكه بر اقطار اوج آسمان



2- آيا اين دو هويت متعين واقعا با هم تضاد آشتى ناپذير دارند، يعنى هر فردى يا جامعه اى كه به ماده و ماديات پرداخت، حتما از پرداختن به معنى ناتوان است؟ و بالعكس هر كسى كه به معنى و معنويات گرايش پيدا كرد، قطعا بايد از ماده و ماديات گريزان باشد؟ متاسفانه اكثريت بسيار بسيار چشمگير مردم به اين سئوال پاسخ مثبت مى دهند! و گمان مى برند انسان معنى گراى نمى تواند توجهى به ماده داشته باشد و انسانى كه ماده را مورد توجه قرار داده است نمى تواند توجهى به معنى داشته باشد،! اگر كسى ادعا كند كه اينگونه تفكرات نابجا است كه اگر در مغز هر فرد و جامعه رسوخ پيدا كند، او را هم از امتيازات ماده و ماديات محروم خواهد ساخت و هم از امتيازات معنى و معنويات، قطعا يك مطلب صحيح را ابراز نموده است. زيرا هيچ ترديدى نيست در اينكه تفكيك اين دو مقوله از يكديگر از همه جهاد، و اعتقاد به تضاد آشتى ناپذير مابين آن دو، ناشى از نادانى مطلق درباره ى آن دو مى باشد.

3- ما براى تفسير و اثبات هماهنگى ماده و معنى نخست توضيحى مختصر درباره ى ماده و معنى در اين مبحث متذكر مى شويم. مقصود از ماده هر موجودى است كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم با يكى از حواس و يا ابراز كمكى حواس مانند ميكرسكوپ و تلسكوپ و غيرذلك قابل مشاهده باشد، و منظور از معنى همانگونه كه در آغاز اين مبحث
يادآور شديم حقائق فوق مادى است. اين دو موضوع، دو ركن اساسى حيات معقول انسانها در مسير جاذبه ى كمال اعلا است كه اولى "ماده" عالى ترين و منحصرترين وسيله ى طبيعى براى رشد و حركت تكاملى معنى مى باشد، همانگونه كه در اين مباحث توضيح خواهيم داد.

4- ماده شناسى و برخوردارى معقول از ماده، اينست يكى از دو ركن اساسى زندگى با هماهنگى ماده و معنى كه بدون آن، حيات معقول غيرقابل وصول است، اين سئوالات را مورد دقت قرار بدهيم:

1- آيا مى توان بدون شناخت كالبد مادى، بدن و برخوردارى منطقى از آن، به زندگى مطلوب توفيق يافت؟!

2- آيا مى توان بدون داشتن مغز انديشيد؟!

3- آيا مى توان بدون فعاليتهاى عضلانى، خواسته هاى روح را به جاى آورد؟!

4- آيا بدون وسائل و ابزار مادى، مانند بيل، كلنگ و بازو و قوت بازو، يا پيشرفته ترين ماشينها براى استخراج آب كه ماده حياتى است و براى استخراج ساير مواد خام براى تهيه ى كالاهاى زندگى، مى توان كارى انجام داد؟!

/ 339