حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اين معنى كه عرصه ى بسيار پهناور اين كيهان بزرگ جلوه گاه آيات الهى است در بيش از صد مورد در آيات قرآن مجيد وارد شده است، و اينكه اين كيهان بزرگ و موجودات و روابط و نمودها و تحولات جاريه در آن "كه براى بينايان آيات خداوندى" حتما بايد مورد انديشه و تعقل و فهم قرار بگيرد، به ترتيب زير مورد دستور خداوندى در قرآن مجيد قرار گرفته است:

1- تقويت عقل و پيروى از آن 40 آيه

2- تفقه "فهم دقيق" 15 آيه

3- تفكر "انديشه" 17 آيه

4- تدبر 4 آيه

5- لزوم قرار گرفتن در شمار خردمندان و عقلاء 15 آيه

6- ضرورت تحصيل شعور و آگاهى و هشيارى 21 آيه

7- ضرورت تحصيل علم و پيروى از آن و گريز از جهل 100 آيه

8- نظر در جهان هستى براى درك آن 20 آيه

9- لزوم فراگيرى حكمت و اينكه تعليم حكمت از اهداف عاليه ى بعثت پيامبران است 20 آيه

10- دستور به ديدن و شنيدن و پذيرش واقعيات صحيح 18 آيه

11- توجه و پيروى از درك و دريافتهاى قلب 35 آيه

تبصره: مقدارى معين از اين آيات مباركه، دستور به درك و دريافت آيات معنوى الهى مى دهد و اكثر آنها مربوط به شناخت موجودات و روابط و نمودها و تحولات جاريه در آسمانها و زمين و مابين آنها مى باشد.

با اين مسائلى كه در مبحث "

4- ماده شناسى و برخوردارى معقول از ماده..." بيان كرديم، نتائج كاملا ضرورى كه به دست مى آيد بدينقرار است:

نتيجه ى اول- هيچ عاقلى پيدا نمى شود كه داراى درك و تعقل، و حتى از حداقل آن برخوردار باشد، باز مابين ماده و معنى تضادى آشتى ناپذير احساس نمايد.

نتيجه ى دوم- بايد بدانيم: اين تعليمات عاليه ى اسلامى بود كه چنين نتيجه اى "هماهنگى ماده و معنى" را داده است. مولوى جلال الدين محمد مى گويد:




  • موج خاكى فكر و وهم و فهم ماست
    موج آبى صحو و حب است و بقاست



  • موج آبى صحو و حب است و بقاست
    موج آبى صحو و حب است و بقاست



يعنى، تموجات و نمودها و جلوه هاى ماده در عالم هستى، قانونى است و هم تموجات هشيارى و محبت و گرايش و جذب شدن به ابديت.
صدر المتالهين شيرازى با كمال صراحت مى گويد: "تو در مباحث قوه و فعل شناختى كه هر قوه ى فاعلى كه آثار متنوع از آن صادر گردد نفس ناميده مى شود، و اين لفظ "نفس" نام اين قوه ى فاعلى است، نه به جهت ذات بسيط آن، يعنى نفس نام ذات بسيط آن نيست، بلكه از آنجهت كه مبدئى "عاملى" است براى فعاليتهاى مذكور "مانند حس و حركت و تغذيه و روييدن و توليدمثل" و از همين جهت است كه بحث از نفس از جمله ى علوم طبيعى







/ 339