حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بنابراين، ما بايد بدون كمترين مسامحه، نظر اسلام را در اين مسئله حساس كه بسيار جدى است، باكمال وضوح بيان كنيم، از مجموع منابع اوليه ى اسلام يك اصل كلى استفاده مى شود كه مى توان آن را با سه تشبيه قابل فهم و درك توضيح داد. از آنجمله:
تشبيه يكم- اين دنيا مانند رحم بزرگ براى فرزندان آدم است: آيا كودك مى تواند خود را از رحم مادر بيرون بيندازد كه اينجا تنگ و تاريك است؟! آيا چنين نيست كه تكون و رشد طبيعى و روحى "مادى و معنوى" از رحم مادر شروع مى شود؟! قطعا چنين است، از آنهنگام كه نطفه ى آدمى در رحم مادر قرار گرفت، همه ى اجزاء و پديده ها و قوانين حاكم در رحم از انواع بيماريها گرفته تا اضطرابات و تشويشهاى ناشى از اضطراب و تشويش روانى مادر در جنين و كيفيت تحولات آن موثر مى باشد. اگر رحم سالم و موقعيت جنين در آن طبيعى و بى اضطراب و تشويش بوده، و عوامل رشد آن جنين در رحم منظم و صحيح باشد، قطعى است كه كودك با كمال سلامت و رشد طبيعى خود گام به اين دنيا مى گذارد. همچنين اگر انسان روابط خود را با اين دنيا كه رحم بزرگ است به طور منطقى برقرار كند و رحم بزرگ طبيعت براى او بيمارگونه و مضطرب نباشد و حداقل او چنين تلقى نكند كه رحم بزرگ اين دنيا بيمار و مضطرب است، و درباره ى تلاش و تكاپو و مسابقه در خيرات در اين دنيا سهل انگارى نكند و از همه ى اجزاء و پديده ها و قوانين جاريه در اين دنيا به خوبى استفاده كند، بديهى است كه چنين انسانى با موجوديت رشد يافته و قابل برخوردارى از سعادت ابدى چشم به اين دنيا باز خواهد كرد. تفاوت رحم كوچك مادران با رحم بزرگ دنيا در اين است كه جنين رحم مادر را نمى شناسد و قدرت و اختيارى در تصرف و دگرگون ساختن آن به سود خود ندارد، در صورتيكه انسان در رحم بزرگ دنيا به جهت رشد و قدرتى كه در مغز و روان و حواس و ديگر ابزار درك به دست مى آورد، مى توان آن را به سود خود تغيير بدهد، حتى آن را با تهذب درون چنان شفاف كند كه اصلا احساس نكند در جايگاه رحم مادرى تاريك قرار گرفته است، بلكه در جايگاهى است شفاف كه وراى آن باكمال روشنائى ديده مى شود.

بديهى است كه، نمى توان گفت: رحم مادر را رها كنيد تا هرگونه آفت و جراحت و اختلالات، چه از درون و چه از برون، خواه آفات و جراحات و اختلالات از ناحيه ى عوامل آگاه باشد و خواه از ناحيه عوامل ناآگاه، آن را مختل بسازد. و نمى توان گفت: شما به جنين بچسبيد! چگونه مى توان از جنين محافظت كرد در حاليكه رحم پر از آفات و جراحات و اختلالات است!!

هيچ مشاهده و تجربه و تعقلى اجازه نمى دهد كه جنين رحم مادر را براى خود اقامتگاه ابدى فرض كرده و با نيت زندگى ابدى در رحم و با نفى هرگونه ماوراى آن رحم، با محتويات و جدارها و تحولات عارضه بر رحم عشق بورزد! همچنين بنى نوع بشر با اعتقاد به كمال اهميت اين رحم بزرگ دنيا، و به ارتباط مستقيم و همه جانبه ى آن، با رشد و كمال طبيعى و معنوى بشر،
نبايد به اين رحم عشق بورزد. زيرا كه عشق، عاشق را در معشوقش فانى مى كند. [ [مولوى در تشبيه اين دنيا به رحم بزرگ و توبيخ كسى كه آن را مورد عشق قرار مى دهد، چنين مى گويد:






  • آنچنانكه گفت جالينوس راد
    راضيم كز من بماند نيم جان



  • راضيم كز من بماند نيم جان
    راضيم كز من بماند نيم جان



تشبيه دوم- اين دنيا مانند كالبدى بزرگ براى فرزندان آدم است. اين تشبيه از يك جهت گوياتر و رساتر از تشبيه اول است، زيرا جنين درباره ى رحم مادر شناختى ندارد، و به مرحله درك و فعاليت مغزى و روانى نمى رسد و نمى تواند رحم مادر را به دلخواه خود مورد تصرف قرار بدهد در صورتيكه كالبد مادى آدمى مى تواند مورد شناخت و درك او قرار بگيرد، و در صحت و تندرستى و تنظيم موجوديت آن بكوشد و آن را تا حدودى كه مى تواند و بر طبق استعدادى كه كالبد دارد، تنظيم و اصلاح نموده و مطابق اراده و تصميم و هدف گيريهائى كه دارد به حركت و فعاليت درآورد.

بنابراين، مبارزه ى نابكارانه با عالم ماده در اين دنيا همان مبارزه ى نابخردانه با كالبد مادى
بدن است كه تا نفى خويشتن و به اصطلاح تا خودكشى پيش مى رود. شما نمى توانيد منطقى تر از اين سخنى پيدا كنيد كه دست و پاى خود را نشكن، بازوى خود را نشكن، چشمت را كور مكن، گوشت را از كار نينداز، سر و مغزت را متلاشى مكن و همچنين سخنى منطقى تر از اين نمى توان پيدا كرد كه حداكثر كوشش را در تحصيل بهداشت تمامى اجزاء كالبد مادى خود به كار بينداز، زيرا مغز و روان سالم قطعا در بدن سالم است.

/ 339