حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بنابراين هر كسى چنين سخنى را بگويد كه شرقيها از نظر احساسات و عواطف خيلى نيرومندتر از ديگران هستند، پس چه بهتر آنان به هنرهائى مانند شعر بپردازند كه بيان كننده ى احساسات و عواطف بشرى باشد و ما هم براى آنان وسائل و ابزار مادى تهيه مى نمائيم!!! شرقيها در مسائل معنوى مهارت دارند پس ضرورى است كه آنان به آن مسائل معنوى بپردازند ما هم براى آنان همه چيز مى سازيم!!! آرى گوينده ى چنين سخنانى يا بى خبر از همه چيز است يا بى خبر از خصوص هويت ماده و معنى و مختصات و ارتباط شديد آن دو است، و يا باخبر از همه چيز است، ولى مدتى است كه از كارهاى قانونى و مفيد دست برداشته به شغل پليد دلالى ظلم پرداخته است كه "خدايا چنين مباد" كسى كه چنين دلسوزى نموده و خيرانديشى مى فرمايد! بسيار بجا است كه نخست همه ى جوامع شرقى و غربى را واقعا به صورت يك خانواده ى متشكل از اعضاء پرمهر و محبت به يكديگر درآورد و اثبات كند كه اين مدعيان تكامل! به مرحله اى از رشد رسيده اند "يعنى گام به آغاز حيات معقول گذاشته اند كه:




  • چه عضوى به درد آورد روزگار
    دگر عضوها را نماند قرار



  • دگر عضوها را نماند قرار
    دگر عضوها را نماند قرار



در اين صورت، اين دستور يا اين توصيه يا اين خيرانديشى را بيان نمايد كه: جوامع شرقى به نگهبانى احساسات و عواطف بپردازند و جوامع غربى اختيار ماده و ماديات را به دست بگيرند!!!

در اين فرض دستور يا توصيه مزبور مى تواند به عنوان يك تقسيم كار ميان اعضاى خانواده محسوب گردد، مشروط به اينكه بقيه اعضاى خانواده كه اختيار ماده و ماديات را به دست مى گيرند، به جاى وسائل رفاه معيشت با دستمالها و سبدهاى پر از موشك و بمبهاى شيميايى و اتمى و غيرذلك وارد خانه نشوند، بلكه آنان نيز همان اندازه جان شناس و جان گرا باشند كه شرقيهاى نگهبان احساسات و عواطف انسانى. بديهى است كه سلطه گران خودكامه نه خواهند گذاشت جوامع بشرى به صورت يك خانواده ى تشكل يافته از برادران و خواهران و پدران و مادران واقعا پر مهر و محبت به يكديگر درآيند، و نه حتى يك قدم از منفعت پرستى و سلطه گرى و شهوترانى خود عقب خواهند نشست. بنابراين كسانى كه فيلسوفى به راه مى اندازند ! و براى شرق و غرب با تقسيم كار تعيين تكليف مى نمايند! بايد بدانند كه قانون عمل و عكس العمل كه در عرصه ى هستى و گذرگاه تاريخ حكمفرما است، عكس العمل دلالى ظلم را
كه آنان براى خود شغل انتخاب نموده اند، سر راه آنان قرار خواهد داد. اين تقسيم كنندگان كار براى شرق و غرب بدانند كه با دادن اختيارات و امتيازات ماده و ماديات دنيا به جوامعى خاص از بشر مانند مغرب زمين، كارى كه مى كنند، جز اين نيست كه امتيازات و مختصات كالبد مادى قسمتى بسيار بااهميت از جوامع بشرى "مشرق زمين" را مى كوبند و متلاشى مى كنند!! ولى مى گويند: شما بنشينيد مغرب زمينيها بيايند دست شما را بگيرند و حركت بدهند و آن را ببرند به ليوان آب برسانند و سپس شما به كمك آنان ليوان را به دست بگيريد و آنان دست شما را كه به كمك مغرب زمينيها ليوان را گرفته است، تا دهان شما ببرند و شما آن آب را!!! گمان نكنيد اين يك طنز است. يكى از اشخاص موثق مى گفت: در يكى از كشورهاى نفت خيز در هتلى اقامت داشتم، يكى از لامپها سوخت و خاموش شد به خدمتكار گفتم: بيا اين لامپ را عوض كن. گفت: مقدارى صبر كنيد، حالا يك مهندس خارجى داريم مى آيد و اين لامپ را عوض مى كند!! ما براى اين تقسيم كننده ى كار، جز اين سخنى نداريم كه آقاى متفكرنما، هر شغلى را انتخاب كنيد بهتر از انسان فروشى است، اى بى اطلاع يا اى دلال ظلم، مگر نمى دانى پدران همين مشرق زمينيها مخصوصا جوامع اسلامى بوده اند كه دانشمندان علوم مادى و ماديات و تعقلى معنوى را از اواخر قرن دوم هجرى تا نيمه قرن پنجم كاروان در كاروان به راه انداختند و مانند محمد بن زكرياى رازىها و بيرونىها و ابن هيثمها و ابن سيناها و خواجه نصير طوسىها و شيخ موسى خوارزمىها و صدها امثال اينان ريشه هاى اصلى همه ى علوم تاريخ جديد را به وجود آوردند، آيا اينان فرزندان آنان نيستند؟! آيا در اعصاب و سلولهاى مغزى اين فرزندان كاهشى به وجود آمده است؟! آيا از اين فرزندان هم اكنون مغزهاى بسيار نيرومند علمى در هر دو اقليم شرق و غرب مشغول مهمترين كاوشهاى علمى نيستند؟!

آيا امروزه فرزندان رازى ها و ابن سيناها و بيرونى ها در عرصه ى هنرى و مديريتها و در قلمرو عناصر فرهنگى و تكنولوژى و علوم گوناگون در رديفهاى اول پيشتازان در تكاپو و مسابقه به سر نمى برند؟!

/ 339