حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سپس سفارش كن درباره ى بازرگانان و صنعتگران به توصيه و خود نيز درباره ى آنان سفارش خير كن، چه آنكه در جايگاه كارش مقيم است و چه در حال گردش براى نقل مال التجاره و محصول كار خود باشد و چه كسى باشد كه با تلاش عضلانى محصولى را به وجود مى آورد، زيرا اينان هستند كه عوامل بوجود آورنده، منافع و اسباب آسايش مردم جامعه اند و جلب كننده ى آنها از نقاط دور و پرتگاهها، در خشكى و دريا و دشت هموار و كوه "و ديگر جاهاى" قلمرو زمامدارى تو مى باشند، آنان براى نقل و انتقال كالاها به تلاش در جاهائى مى پردازند كه مردم به آنها روى نمى آورند و جرئت حركت به سوى آنها را ندارند، "توصيه خير درباره بازرگانان و صنعتگران غالبا باعث سوء استفاده آنان نمى باشد" زيرا آنان مردمانى مسالمت جو بوده و هراسى از آسيب زدن آنان وجود ندارد و همچنين آنان مردمى صلحجو هستند كه بيمى از غائله آنان نيست، همه ى امور بازرگانان و صنعتگران را خواه در جايى باشند كه زير نظر تو قرار دارند و خواه در اطراف شهرهاى تو، تحت نظر بگير و بدان با اينحال عده ى زيادى از آنان مبتلاى تنگ نظرى و لئامتى بسيار تند و احتكار منافع و زورگوئى در معاملات مى باشند، و اين صفات پليد موجب وارد كردن ضرر بر مردم جامعه و عيب زمامداران است، لذا، از احتكار جلوگيرى كن، زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از احتكار جلوگيرى فرمود و جريان معاملات بايد آسان و روا و با موازين عدالت و با قيمتهائى صورت بگيرد كه به طرفين معامله "فروشنده و خريدار" تعدى نباشد، پس هر كس كه پس از ممنوع ساختن احتكار دست به آن آلوده كند، او را تعزير نموده و كيفرى بدون اسراف بر او اجرا كن.

سپس مالكا، خدا را، خدا را در نظر بگير درباره ى طبقه پائين از مردمى كه چاره اى ندارند از بينوايان و نيازمندان و مشقت زدگان و زمين گير شدگان، زيرا در اين طبقه مردمى قانع و حاجت خواه وجود دارد، حق خدا را كه از تو مراعات آن را درباره ى آنان خواسته است حفظ كن و براى آنان قسمتى از بيت المال و قسمتى از عايدات خالصه جات اسلام را در هر شهرى در نظر بگير، زيرا براى آن بينوايان و نيازمندان كه از جايگاه تو دورند همان حق وجود دارد كه براى نزديكان و تو بايد حق همه ى آنها را مراعات نمائى، مالكا، هشيار باش كه فساد و مستى ترا از آنان مشغول نكند، زيرا تو با بهانه ى اشتغال به كارهاى بزرگ از ضايع كردن حق كوچك معذور نيستى و هرگز اهتمام خود را از آنان منصرف مكن و
از روى تكبر بر آنان روى گره مساز و امور كسانى از اين طبقه را كه نمى توانند به حضور تو برسند و مردم به آنان با تحقير مى نگرند و مردان چشمگير آنان را پست مى شمارند، تحت نظر بگير و براى رسيدگى به امور آنان مردمى را معين كن كه در نزد تو مورد اطمينان و اهل ترس از خدا و فروتن مى باشند، تا نيازها و مسائل آنان را به تو اطلاع دهند، سپس درباره ى اين طبقه مستمند چنان رفتار كن كه روز ديدار با خداوند سبحان معذور و سربلند باشى، زيرا اين طبقه از ديگر مردم جامعه به انصاف "و عدل و محبت" نيازمندترند و حقوق همه ى مردم و طبقات جامعه را چنان ادا كن كه در نزد خدا معذور و سربلند باشى، اداره ى شئون ايتام و آنان را كه گذشت ساليان عمر آنان را ناتوان ساخته است، از كسانى كه چاره اى ندارند و نفس خود را براى سئوال عرضه نمى كنند، با دقت توجه به عهده بگير و ملتزم باش و اين دقت و تعهد بر زمامداران سنگين است و التزام و عمل به همه انواع حق سنگين است، خداوند متعال همين سنگينى را براى مردمانى سبك مى كنند كه طلب عاقبت نموده و نفس خود را درباره ى حق شكيبا ساخته و به صدق وعده ى خداوندى اطمينان دارند.

/ 339