حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اولياى خداوندى كسانى هستند كه به باطن دنيا مى نگرند و مردم معمولى به ظاهر آن. از اين جمله دو موضوع بسيار مهم به دست مى آيد: يكى اينكه اين دنيا ظاهرى دارد و باطنى، ظاهرش همان است كه مورد مشاهده ى مردم و داراى پديده ها و مختصات گوناگون است، كه همگان به مقدار ارتباطى كه با آنها دارند، در تاثير و تاثر با آنها قرار مى گيرند، و اين پديده ها و مختصات براى مردم جالب و زيبا و خواستنى، و حتى گاهى با نوع پايدارى جلوه مى كند. و هر اندازه آدمى ظاهربين تر باشد، استقلال و بى نيازى و پايندگى و جالبيت بيشترى در آنها مى بيند. باطن اين دنيا عبارتست از مقدارى وسائل و ابزارى كه با كمال وابستگى و نيازمندى در مجراى كون و فساد و بالاخره رو به زوال و فنا در تغيير و دگرگونى است، اين وسائل و ابزار بهترين و اساسى ترين عوامل آماده كننده ى ميدان براى تكاپو و مسابقه ى روح است، كه بدون آنها هيچ يك حركت و رشد و تكاملى در اين عرصه ى پهناور
طبيعت ممكن نيست و نيز باطن اين دنيا داراى واقعياتى است كه به قول حكماء و دانشمندان بزرگ، نمودهاى اين دنيا مانند امواج و كفهائى از آنها است و به قول ناصرخسرو:




  • آسيائى راست است اين كابش از بيرون اوست
    من شنيدستم به تحقيق اين سخن از راستى



  • من شنيدستم به تحقيق اين سخن از راستى
    من شنيدستم به تحقيق اين سخن از راستى



دوم اينكه اولياء خداوندى از ظاهر اين دنيا گذشته و به باطن آن توجه كرده اند، لذا مى توان گفت اينان هستند دنياشناسان حقيقى كه ارتباط خود را با دنيا چنان برقرار مى كنند كه روح و جان قربانى وسيله ى حيات طبيعتى محض نباشد نه آنان كه با عشق و خيرگى به اين دنيا، روح و جان خود را در تاثير و تاثر از آن با شكست قطعى مواجه مى سازند. اين دو موضوع كه از جمله ى اول اميرالمومنين عليه السلام فهميده مى شود، مانند علتى براى محتواى جمله ى بعدى است كه مى فرمايد: اولياء خداوندى از اين دنيا به آنچه كه نتيجه اش را پس از پايان زندگى دريافت خواهند كرد اشتغال ورزيدند، و ظاهربينان فريب موضوعات جالب اين دنيا را كه رو به فنا است خوردند. اين دو نوع ارتباط و بهره بردارى متضاد، معلول همان دو نگرش بسيار متفاوت است كه اميرالمومنين عليه السلام در جمله اول فرمودند.

عمل براى دنيا در حيات معقول عين عمل براى آخرت است
شايد از مباحث گذشته تاكنون اين حقيقت اثبات شده است و ديگر نيازى براى توضيح و اثبات آن نمانده باشد، ولى با اينحال به جهت اهميت فوق العاده اى كه اين حقيقت دارد، با طرح يك حديث بسيار معروف و پرمعنى، آن را مورد دقت بيشترى قرار مى دهيم، حديث معروف از ائمه معصومين عليهم السلام چنين است: اعمل لدنياك كانك تعيش ابدا و اعمل لاخرتك كانك تموت غدا براى دنيايت آنچنان عمل كن كه گوئى براى ابد در اين دنيا زنده خواهى ماند و براى آخرتت چنان كار كن كه گوئى فردا از اين دنيا خواهى رفت.

/ 339