شرح خطبه متقین در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح خطبه متقین در نهج البلاغه - نسخه متنی

سید مجتبی علوی تراکمه ای

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

شرح خطبه متقين


الحمدلله رب العالمين و الصلاه و السلام على محمد خاتم المرسلين و آله الطاهرين و اللعن على اعدائهم اجمعين من الان الى قيام يوم الدين.

احمده حمد عبد معترف بالعجز و التقصير و اشكره على ما اعان عليه من قصد و يسر من عسير. و اشهد ان سيدنا محمدا عبده و رسوله البشير النذير صلى الله عليه و آله و سلم صلاه يفوز قائلها من الله بمغفره و اجر كبير، و ينجوبها فى الاخره من عذاب السعير. و حسبنا الله و نعم الوكيل نعم المولى و نعم النصير.

خطبه ى شريفه ى متقين كه شريف رضى رضوان الله عليه در نهج البلاغه نقل نموده است شراح به شماره هاى 194-193-192-186-184 ياد كرده اند.

علت اين اختلاف وجود ارتباط اين خطبه، با ساير خطبه ها است.

عده اى بر اين عقيده اند كه اين خطبه، بعد از خطبه ى معروفه ى القاصعه با اندك فاصله اى و با تفكيك، از ماقبل و مستقلا وجود دارد و شمارى گفته اند كه اين خطبه، به جوابى كه به برج بن مسهر طائى داده است ارتباط دارد و با خطبه ى قاصعه پايان يافته
است.

به هر حال نظر به اهميت خاصى كه اين خطبه از ساير خطبه ها دارد و از آنجا كه متقين، اين گروه ممتاز خلقت خصال حميده و فضائل و صفات نمونه اى دارا هستند، از اينرو توجه شما را به افرادى كه در كتابهايشان اين خطبه را ياد كرده اند، جلب مى نمايم:

1. ابان بن ابى عياش از سليم بن قيس هلالى، در كتاب سليم بن قيس، ص 211، ضمن اينكه كسى غير از ابان، از سليم بن قيس، اين خطبه را نقل نكرده و علماى رجال وى را از جمله ى ضعفاى در نقل حديث بر شمرده و اضافه كرده اند كه كتاب سليم بن قيس را كه او وضع نموده، به سليم منتسب نيست.

2. صدوق المحدثين "ره" در كتاب امالى، ص 340، مجلس 84، حديث 2 از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام اين خطبه را با تفاوت چشم گيرى كه با عبارات نهج البلاغه دارد، نقل نموده است.

3. ثقه الاسلام كلينى، در كافى، باب المومن صفاته و علامته حديث 1، ص 226.

4. ابن قتيبه پيش از كلينى و صدوق پاره اى از اين خطبه را در كتاب زهد از عيون الاخبار، ياد نموده است.

5. علامه ى مجلسى رحمه الله عليه در مرآت العقول كه شرح بر كافى است ج 9، ص 202، بيان كرده است.
6. ابن شعبه ى حرانى كه معاصر با صدوق قدس سرهما است در تحف العقول، ص 107، ضمن رواياتى كه از اميرالمومنين عليه السلام جمع آورى نموده، مرسلا نقل كرده است.

اين چند تن از دانشمندان بزرگ كه به نام و كتابهايشان اشاره شد، پيش از سيد رضى قدس سره خطبه را ذكر كرده اند و اگر در جمع دانشمندانى كه پيش از سيد بودند، نام علامه ى مجلسى ديده مى شود به خاطر شرح او بر كافى است.

اما دانشمندانى كه پس از سيد اين خطبه را نقل نموده اند، نام و كتابهاى آنان به اين شرح است:

1. محمد بن على الكراجكى، "متوفى 449 ق" در كنزالفوائد، ص 31.

2. كمال الدين محمد بن طلحه شافعى "متوفى 652 ق" در مطالب السئوال، ج 1، ص 151.

3. سبط بن الجوزى يوسف بن قراوغلى "متوفى 654 ق در تذكره الخواص مرفوعا از مجاهد از ابن عباس، ص 148

4. علامه ى مجلسى "متوفى 1111 ق" در كتاب بحارالانوار، ص 315 و 341 و 365 از جلد 67 چاپ جديد و در جلد 68، ص 192 و جلد 78، ص 38.

تا اينجا از كسانى كه خطبه را نقل كرده اند و كتابهاى آنان نام برديم، بى مناسب نيست كسانى كه اين خطبه را از نظر اهميت چشم گيرى كه دارد و مستقلا شرح كرده اند، نيز نام ببريم:

1. شرح خطبه الهمام "متقين" از محمد تقى بن مقصود على مجلسى "متوفى 1070 ق".

2. شرح خطبه الهمام "متقين" از ميرزا ابوالقاسم بن ميرزا احمد شيخ الاسلام اصطهباناتى.

3. شرح خطبه الهمام "متقين" از سيد علاءالدين گلستانه "متوفى 1110 ق".

4. شرح خطبه الهمام "متقين" از تقى بن حسين على هروى اصفهانى حائرى
"متوفى 1299 ق"

5. شرح خطبه الهمام "متقين" از شيخ محمد جواد بن على بن الشيخ جعفر التسترى متوفى 1335 ق".

6. شرح خطبه الهمام "متقين" از ميرآصف قزوينى "متوفى 1136 ق" در اصبهان.

7. شرح خطبه الهمام "متقين" از علامه ى مجلسى قدس سره "متوفى 1111 ق".

8. شرح خطبه الهمام "متقين" با عنوان نغمه الهى كه به لغت گجراتى است و در هند چاپ شده است.

9. شرح خطبه الهمام "متقين" از مهدى بن ابى الحسن قمشه اى در 207 بيت فارسى.

10. شرح خطبه الهمام "متقين" از انصارى "متوفى 1405" به نظم فارسى.

اهميت نهج البلاغه


نهج البلاغه كه حاوى خطبه ها، نامه ها، كلمات پرارزش و روح پرور مولا امير مومنان عليه السلام است اثر گرانقدرى است، در جهت تنظيم و تكميل برنامه هاى عملى و پژوهشهاى علمى كه جامعه ى انسانى و به ويژه مسلمانان، به آن احتياج فراوان دارند. چرا كه تنها كتابى است كه همانند قرآن كريم "البته در رتبه ى بعد" پرده از اسرار خلقت برداشته است. معنويات نهج البلاغه، در حدى است كه مسلمانان همانگونه كه به قرآن كريم اهميت داده و مى دهند، نهج البلاغه نيز، براى آنان داراى اهميت است.

همانطور كه براى آشنايى هر چه بيشتر، دانشمندان بزرگ به تفسير و بررسى دقيق آن پرداخته تا از اين رهگذر، به حقايق قرآن راه يافته، جامعه را در پوشش علوم و معارف كتاب الهى قرار دهند، همچنان به نهج البلاغه، ارج نهاده به شرح و تفسير كلمات مولا همت گماشته اند، تا اين اثر عالى، براى هميشه در اجتماع باقى بماند.

آرى گرچه تمام سخنان مولا همانند شخصيت او عظيم و هر يك در جاى خود پرارزش است، اما بعضى خطبه ها مانند: اشباح، قاصعه و متقين، در موضوع خود چنان پرمحتوا است كه دانشمندان همت بيشترى در بحث و كنجكاوى درباره ى آنها
مصروف داشته اند، تا دلهاى تشنه ى معرفت و كمال را، از چشمه ى زلال عرفان و حقيقت مولا سيراب نمايند. بدين جهت كه كلام مولا از روشنايى علم الهى نشات گرفته و رايحه عطر سخنان پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم در آن وجود دارد .

پس با عطف نظر، به اين نكته و اينكه خطبه ى متقين، جامع صفات انسانهاى كمال يافته است، تعدادى از دانشمندان، به بحث سندى و گروهى به شرح و توضيح آن نظما و نثرا پرداخته اند، چنانكه گذشت.

همام كيست؟


سخنان شارحان نهج البلاغه و اين خطبه، در شناخت همام و اينكه فرزند كيست؟ چنان اختلاف دارد كه در جمع بندى نهايى به فرد خاصى قابل تطبيق نيست.

ابن ابى الحديد گويد: هو همام بن شريح بن يزيد بن مره بن عمرو بن جابر بن يحيى بن الاصحب بن كعب بن الحارث بن سعد بن عمرو بن ذهل بن مران بن صيفى بن سعد العشيره.

ابن ميثم بحرانى نوشته است: هو همام بن شريح بن يزيد بن مره بن عمرو بن عوف الاصحب و كان من شيعه على عليه السلام.

صاحب قاموس الرجال، پس از ترجمه ى همام و اشاره به روايت كافى و كتاب سليم بن قيس و امالى صدوق و تذكره ى سبط بن جوزى و مناقب ابن طلحه ى شافعى كه كلمه ى همام را نقل كرده اند، مى گويد: كنزالفوائد كراجكى، همام را چنين توصيف نموده است: همام بن عباده بن خيثم، برادرزاده ى ربيع بن خثيم، سپس اضافه نموده، گويد:
معرفى همام آن طور كه ابن ابى الحديد "شارح معتزلى" آورده است، معلوم نيست از كجا و از چه ماخذى گرفته است.

خوئى قدس سره از بحار، اين عبارت را نقل نموده و گويد: الا ظهر انه همام بن عباده اخى ربيع بن خثيم احد الزهاد الثمانيه كما رواه الكراجكى فى كنزه و از كتاب مطالب السئول نيز، استفاده مى شود كه ربيع بن خثيم عموى همام بن عباده بن خثيم مى باشد.

به هر حال با توجه به تصريح كراجكى در كتاب كنزالفوائد كه خواهد آمد، همام فرزند عباده است و گفتار ابن ابى الحديد در حد اطلاع اين بنده، مدرك معتبرى ندارد.

استاد عاليقدر، دانشمند بزرگوار مرحوم مطهرى قدس سره در كتاب سيرى در نهج البلاغه، در آنجا كه از تاثير و نفوذ سخنان على عليه السلام بحث مى كند، مى گويد: همام بن شريح از ياران باوفاى على عليه السلام است كه دلى از عشق خدا سرشار و روحى از آتش معنا شعله ور داشت. با اصرار و ابرام از على خواست، سيماى كاملى از پارسايان ترسيم نمايد.

آيا گفتار اين محقق متتبع ماخذى سواى نظريه ى ابن ابى الحديد دارد؟ و يا اينكه
مدرك معظم له تنها گفتار اوست، براى اين بنده مكشوف نگرديد.

هم اكنون به متن كلام علامه ى كراجكى در كنز كه مرحوم مجلسى قدس سرهما در بحار نقل نموده توجه فرماييد:

قال العلامه الكراجكى فى كنزه

الهمام بفتح الميم المشدد و الهاء على الاصح، هو همام بن عباده بن خثيم ابن اخى ربيع بن خثيم. قال اخبرنا ابوالمرجا محمد بن طالب عن ابى المفضل عن جعفر بن محمد العلوى عن احمد بن محمد الوابشى عن عاصم بن حميد، و عن ابى المفضل، عن محمد بن على البندار عن الحسن على بن بزيع عن مالك بن ابراهيم، عن عاصم بن حميد عن ابى حمزه الثمالى عن رجل من قومه، يعنى يحيى بن ام الطويل انه اخبره عن نوف البكالى قال: عرضت لى الى اميرالمومنين على بن ابيطالب عليه السلام حاجه فاستتبعت الله جند بن زهير و الربيع بن خثيم و ابن اخته همام بن عباده بن خثيم و كان من اصحاب البرانس فاقبلنا لقاء اميرالمومنين عليه السلام فالفيناه حين خرج يوم المسجد، فافضى و نحن معه الى نفر مبدنين قد افاضوا فى الاحد و ثات تفكها و بعضهم يلهى بعضا فلما اشرف لهم اميرالمومنين عليه السلام اسرعوا اليه قياما فسلموا فردالتحيه ثم قال: من القوم؟ قالوا: اناس من شيعتك يا اميرالمومنين! فقال لهم خيرا ثم قال: يا هولاء مالى لا ارى فيكم سمه شيعتنا و حليه احبتنا اهل البيت؟ فامسك القوم حياء قال نوف: فاقبل عليه جندب و الربيع فقالا: ما يسمه شيعتكم و صفتهم يا اميرالمومنين؟ فتثاقل عن جوابهما، و قال اتقياالله ايها الرجلان و احسنا فان الله مع الذين اتقوا و الذينهم محسنون. فقال همام بن عباده و كان عابدا مجتهدا: اسالك بالذى اكرمكم اهل البيت و خصكم و حباكم و فضلكم تفضيلا الا انباتنا بصفه شيعتكم فقال: لا تقسم فسانبئكم
جميعا و اخذ بيد همام فدخل المسجد فسبح ركعتين او جزهما و اكملهما و جلس و اقبل علينا و حف القوم به فحمد الله و اثنى عليه و صلى على النبى صلى الله عليه و آله و سلم ثم قال.

كلام علامه ى كراجكى در مورد ديدار تعدادى از ياران باصفاى امير مومنان عليه السلام و تقاضاى بيان نشانه ها و صفات شيعيان، پس از پرسش مولا كه چرا در سيماى شما، علائم شيعيان و محبان ما "اهل بيت" را نمى بينم و اينكه مولا با جوابى مختصر و گذرا، از توضيح و تفصيل بيشتر، خوددارى نمود و تصريح به اينكه همام بن عباده در آن جمع، اصرار و ابرام، بر بيان يكايك صفات شيعيان، از مولا داشت، روشنگر اين است كه هر كدام از شارحان نهج البلاغه كه همام را فرزند شريح دانسته اند على الظاهر، مدرك آنان گفتار ابن ابى الحديد است كه چندان سنديت معتبرى ندارد.

/ 55