دیوان شمس نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دیوان شمس - نسخه متنی

مولانا جلال الدین محمد بلخی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

غزليات

هست به خطه عدم شور و غبار و غارتي





  • هست به خطه عدم شور و غبار و غارتى
    ز آنك عمارت ار بود سايه كند وجود را
    روح كه سايگى بود سرد و ملول و بي طرب
    جان كه در آفتاب شد هر گنهى كه او كند
    شعله آفتاب را بر كه و بر زمين است رنگ
    جان به مال ذره ها رقص كنان در آفتاب
    جان چو سنگ مي دهد جان چو لعل مي خرد
    قرص فلك درآيد و روى به گوش جان ها
    آنك به هر دمى نهان شعله زند به روح بر محرم حق شمس دين اى تبريز را تو شه
    محرم حق شمس دين اى تبريز را تو شه



  • آتش عشق درزده تا نبود عمارتى
    سايه ز آفتاب او كى نگرد شرارتى
    منتظرك نشسته او تا كه رسد بشارتى
    برق زد از گناه او هر طرفى كفارتى
    نيست بديد در هوا از لطف و طهارتى
    نورپذيريش نگر لعل وش و مهارتى
    رقص كنان ترانه زن گشته كه خوش تجارتى
    سر ازل بگويدش بي سخن و عبارتى
    آن دل و زهره كو كز آن دم بزند اشارتى كشته عشق خويش را شاه ازل زيارتى
    كشته عشق خويش را شاه ازل زيارتى


/ 3704