دیوان شمس نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دیوان شمس - نسخه متنی

مولانا جلال الدین محمد بلخی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ترجيعات

چهل و سوم





  • بسيار اغنيا چو درختان سبز هست
    بس سنگ يك منى ز سر كوه درفتد
    زيرا كه هر وجود همى ترسد از عدم
    اى زاده ى عدم، تو بهر دم جوانترى
    هستى ميان پوست كه از مغز بهترست
    گر زانك نخل خشكى در چشم هر جهود
    مينا كن بروني، و بينا كن درون
    اى جان و اى جهان جهان بين و آن دگر
    اى آنك در دلي، چه عجب دلگشاستي
    آميزش و منزهيت، در خصومتند
    گر آنى و گر ايني، بس بحر لذتى
    از دور نار ديدم، و نزديك نور بود
    تو امن مطلقى و بر نارسيدگان
    چون يوسفي، بر اخوان جمله كدورتى
    مجنون شديم تا كه ز ليلى برى خوريم
    اى عقل، مس بدى تو و از عشق زر شدى
    اى عشق جبرئيل در راز گسترى
    آنكس كه عقل باشدش او اين گمان برد
    هرگز خطا نكرد خدنگ اشارتت گر باد را نبيني، اى خاك خفته چشم
    گر باد را نبيني، اى خاك خفته چشم



  • اين نادره درخت ز سبزى بود غنى
    آن سنگ كوه گردد، كو، رست از منى
    كندر حضيض افتد، از ربوه ى سنى
    وى رهن عشق دوست، تو هر لحظه ارهنى
    عريان ميان اطلس و شعرى و ادكنى
    با درد مريم، آرى صد ميوه ى جنى
    دنيا كجا بماند، در دور تو، دني؟
    و اى گردشى نهاده تو در شمس و در قمر
    يا در ميان جاني، بس جانفزاستى
    كه جان ماستى تو، عجب، يا تو ماستى
    جمله حلاوت و طرب و عطاستى
    گر اژدها نمودي، ما را عصاستى
    اينست اعتقاد كه خوف و رجاستى
    يعقوب را هميشه صفا در صفاستى
    اى عشق، تو عدوى همه عقلهاستى
    تو كيميا نه ي، علم كيمياستى
    گويى كه وحى آر همه انبياستى
    و از گمان عقل و تفكر جداستى
    وانكو خطا كند، تو غفور خطاستى گر باد نيست از چه سبب در هواستى
    گر باد نيست از چه سبب در هواستى


/ 3704