غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

گر چه من آب رخ از خاك درت يافته ام




  • گر چه من آب رخ از خاك درت يافته ام
    چون توانم كه دل از مهر رخت برگيرم
    گر چه رفتى و نظر باز گرفتى از من
    بنشين يكدم و برآتش تيزم منشان
    در شب تيره بسى نوبت مهرت زده ام
    گر چه رفتى و نظر باز گرفتى از من
    خسرو از شكر شيرين بهمه عمر نيافت
    بچه مانند كنم نقش دلاراى ترا
    گر چه رفتى و نظر باز گرفتى از من
    گر چه رفتى و نظر باز گرفتى از من
    اى دل خسته چه حالست كه از درد فراق
    گر چه رفتى و نظر باز گرفتى از من

    تا خبر يافته ئى زان بت مهوش خواجوتا خبر يافته ئى زان بت مهوش خواجو

  • گرد خاطر همه از رهگذرت يافته ام
    زانكه چون صبح به سحرت يافته ام
    گر چه رفتى و نظر باز گرفتى از من
    كه بدود دل و سوز جگرت يافته ام
    تا سحرگه رخ همچون قمرت يافته ام
    گر چه رفتى و نظر باز گرفتى از من
    آن حلاوت كه ز شور شكرت يافته ام
    زانكه هر لحظه برنگى دگرت يافته ام
    گر چه رفتى و نظر باز گرفتى از من
    هر چه من يافته ام از نظرت يافته ام
    هردم از بار دگر خسته ترت يافته ام
    گر چه رفتى و نظر باز گرفتى از من

    خبرت هست که من بيخبرت يافته امخبرت هست که من بيخبرت يافته ام

/ 933