غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

من ز دست ديده و دل در بلا افتاده ام




  • من ز دست ديده و دل در بلا افتاده ام
    هر دم از چشمم چو اشك گرم روراندن كه چه
    آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمى مكن
    كى بود برگ من آن نسرين بدن را كاين زمان
    گر چه هر كو مى خورد از پا در افتد عاقبت
    آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمى مكن
    با كسى افتاد كارم كو ز كارم فارغست
    ايكه گفتى گر سر اين كاردارى پاى دار
    آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمى مكن
    آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمى مكن
    مي روى مجموع و من پيوسته همچون گيسويت
    آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمى مكن

    قاضى ار گويد که خواجو چون درين کار اوفتادقاضى ار گويد که خواجو چون درين کار اوفتاد

  • اى عزيزان چون كنم چون مبتلا افتاده ام
    تا چه افتادست كز چشم شما افتاده ام
    آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمى مكن
    همچو بلبل در زمستان بينوا افتاده ام
    من چو دور افتاده ام از مى چرا افتاده ام
    آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمى مكن
    بنگريد آخر كه از مستى كجا افتاده ام
    دست گير اكنون كه از دستت ز پا افتاده ام
    آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمى مكن
    گر چون ذره زير بامت از هوا افتاده ام
    از پريشانى كه هستم در قفا افتاده ام
    آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمى مكن

    گو مکن آنکار کز حکم قضا افتاده امگو مکن آنکار کز حکم قضا افتاده ام

/ 933