غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

گر نگويم دوستى از دوستانت بوده ام




  • گر نگويم دوستى از دوستانت بوده ام
    گر چه فارغ بوده ام چون نسر طاير ز آشيان
    از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار
    هر كجا محمل بعزم ره برون آورده ئى
    گر تو پاس خاطرم دارى و گرنه حاكمى
    از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار
    گر چه از رويت چو گيسو بركنار افتاده ام
    كشته ى تيغ جهان افروز مهرت گشته ام
    از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار
    از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار
    گر شكر خائى كنم بر ياد لعلت دور نيست
    از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار

    همچو خواجو اى ، بسا شبها که از شوريدگىهمچو خواجو اى ، بسا شبها که از شوريدگى

  • سالها آخر نه مرغ بوستانت بوده ام
    تا نپندارى كه دور از آشيانت بوده ام
    از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار
    چون جرس دستانسراى كاروانت بوده ام
    زان تصور كن كه هر شب پاسبانت بوده ام
    از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار
    چون كمر پيوسته در بند ميانت بوده ام
    تشنه ى آب جگر تاب سنانت بوده ام
    از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار
    كز هوادارى غبار آستانت بوده ام
    زانكه عمرى طوطى شكر ستانت بوده ام
    از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار

    دسته بند سنبل عنبرفشانت بوده امدسته بند سنبل عنبرفشانت بوده ام

/ 933