غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

هيچ مي دانى كه ديشب در غمش چون بوده ام




  • هيچ مي دانى كه ديشب در غمش چون بوده ام
    بسكه آتش در جهان افكنده ام از سوز عشق
    چشم بد گفتم كه يا رب دور باد از طلعتش
    پرده از خون جگر بر روى دفتر بسته ام
    كاسه ى چشم از شراب راوقى پر كرده ام
    چشم بد گفتم كه يا رب دور باد از طلعتش
    آستين بر كائنات افشانده ام از بيخودى
    دل بباد از بهر آن دادم كه دارد بوى دوست
    چشم بد گفتم كه يا رب دور باد از طلعتش
    چشم بد گفتم كه يا رب دور باد از طلعتش
    ز آتش دل بسكه دوش آب از دو چشم خونفشان
    چشم بد گفتم كه يا رب دور باد از طلعتش

    تا بگوهر چشم خواجو را مرصع کرده امتا بگوهر چشم خواجو را مرصع کرده ام

  • مرغ و ماهى خفته و من تا سحر نغنوده ام
    آسمانى در هوا از دود دل افزوده ام
    چشم بد گفتم كه يا رب دور باد از طلعتش
    چشمه ى خونابه از چشم قلم بگشوده ام
    دامن جانرا بخون چشم جام آلوده ام
    چشم بد گفتم كه يا رب دور باد از طلعتش
    زعفران چهره در صحن سرايش سوده ام
    گر چه دور از دوستان باد هوا پيموده ام
    چشم بد گفتم كه يا رب دور باد از طلعتش
    ليك چون روشن بديدم چشم بد من بوده ام
    در هواى شكر حلوا گرش پالوده ام
    چشم بد گفتم كه يا رب دور باد از طلعتش

    مردم بحرين را در خون شنا فرموده اممردم بحرين را در خون شنا فرموده ام

/ 933