غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

امروز كه من عاشق و ديوانه و مستم




  • امروز كه من عاشق و ديوانه و مستم
    اى لعبت ساقى بده آن باده ى باقى
    چون حلقه ى گيسوى تو از هم بگشودم
    با خود چو دمى خش ننشستم بهمه عمر
    گر بيدل و دينم چه بود چاره چو اينم
    چون حلقه ى گيسوى تو از هم بگشودم
    مي برد دلم نرگس مخمورش و مي گفت
    رفتى و مرا برسرآتش بنشاندى
    چون حلقه ى گيسوى تو از هم بگشودم
    چون حلقه ى گيسوى تو از هم بگشودم
    در چنبر گردون ز دمى چنگ بلاغت
    چون حلقه ى گيسوى تو از هم بگشودم

    تا در عقب پير خرابات نرفتمتا در عقب پير خرابات نرفتم

  • كس نيست كه گيرد بشرابى دو سه دستم
    تا باده پرستى كنم و خود نپرستم
    چون حلقه ى گيسوى تو از هم بگشودم
    برخاستم از بند خود و خوش بنشستم
    ور عاشق و مستم چه توان كرد چو هستم
    چون حلقه ى گيسوى تو از هم بگشودم
    كاى همنفسان عيب مگيريد كه مستم
    باز آى كه از دست تو برخاك نشستم
    چون حلقه ى گيسوى تو از هم بگشودم
    از كفر سر زلف تو زنار ببستم
    با اين همه از چنبر زلف تو نجستم
    چون حلقه ى گيسوى تو از هم بگشودم

    از درد سر و محنت خواجو بنرستماز درد سر و محنت خواجو بنرستم

/ 933