غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تخفيف كن از دور من اين باده كه مستم




  • تخفيف كن از دور من اين باده كه مستم
    بر بوى سر زلف تو چون عود برآتش
    آهنگ سفر كردى و برخاست قيامت
    در حال كه من دانه ى خال تو بديدم
    ديشب دل ديوانه ى بگسسته عنانرا
    آهنگ سفر كردى و برخاست قيامت
    با چشم تو گفتم كه مكن عربده جوئى
    زان روز كه رخسار چو خورشيد تو ديدم
    آهنگ سفر كردى و برخاست قيامت
    آهنگ سفر كردى و برخاست قيامت
    شايد كه ز من خلق جهان دست بشويند
    آهنگ سفر كردى و برخاست قيامت

    هر چند شکستى دل خواجو بدرستىهر چند شکستى دل خواجو بدرستى

  • وزغايت مستى خبرم نيست كه هستم
    مي سوزم و مي سازم و با دست بدستم
    آهنگ سفر كردى و برخاست قيامت
    در دام تو افتادم و از جمله برستم
    زنجير كشان بردم و در زلف تو بستم
    آهنگ سفر كردى و برخاست قيامت
    گفت از نظرم دور شو اين لحظه كه مستم
    چون سنبل هندوى تو خورشيد پرستم
    آهنگ سفر كردى و برخاست قيامت
    آن لحظه كه بى قامت خوبت بنشستم
    گر در غمت از هر دو جهان دست نشستم
    آهنگ سفر كردى و برخاست قيامت

    کان عهد که با زلف تو بستم نشکستمکان عهد که با زلف تو بستم نشکستم

/ 933