غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رند و دردى كش و مستم چه توان كرد چو هستم




  • رند و دردى كش و مستم چه توان كرد چو هستم
    هر شبم چشم تو در خواب نمايند كه گويند
    تا قيامت تو مپندار كه هشيار توان شد
    ترك سر گفتم و از پاى تو سر بر نگرفتم
    دست شستم ز دل و ديده خونبار وليكن
    تا قيامت تو مپندار كه هشيار توان شد
    گفتى از چشم خوش دلكش من نيستى آگه
    تا دل اندر گره زلف پريشان تو بستم
    تا قيامت تو مپندار كه هشيار توان شد
    تا قيامت تو مپندار كه هشيار توان شد
    چشم ميگون ترا ديدم و سرمست فتادم
    تا قيامت تو مپندار كه هشيار توان شد

    تو اگر مهرگسستى و شکستى دل خواجوتو اگر مهرگسستى و شکستى دل خواجو

  • بر من اى اهل نظر عيب مگيريد كه مستم
    نيست از باده شكيبم چكنم باده پرستم
    تا قيامت تو مپندار كه هشيار توان شد
    در تو پيوستم و از هر دو جهان مهر گسستم
    نقش رخسار تو از لوح دل و ديده نشستم
    تا قيامت تو مپندار كه هشيار توان شد
    بدو چشمت كه ز خود نيستم آگاه كه هستم
    دست بنهاده ز غم بر دل و جان بر كف دستم
    تا قيامت تو مپندار كه هشيار توان شد
    زين صفت مست مى عشق تو كز جام الستم
    گره زلف تو بگشادم و زنار ببستم
    تا قيامت تو مپندار كه هشيار توان شد

    بدرستى که من آن عهد که بستم نشکستمبدرستى که من آن عهد که بستم نشکستم

/ 933