غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

صبحدم دل را مقيم خلوت جان يافتم




  • صبحدم دل را مقيم خلوت جان يافتم
    چون بمهمانخانه ى قدسم سماع انس بود
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر
    باغ جنت را كه طوبى زو گياهى بيش نيست
    عقل كافى را كه لوح كاف و نون محفوظ اوست
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر
    خضر خضراپوش علوى چون دليل آمد مرا
    طائر جان كوتذرو بوستان كبرياست
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر
    چون در اين مقصوره ى پيروزه گشتم معتكف
    در بيابانى كزو وادى ايمن منزليست
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر
    گر بگويم روشنت دانم كه تكفيرم كنى
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر

    چشم خواجو را که در بحرين بودى جوهرىچشم خواجو را که در بحرين بودى جوهرى

  • از نسيم صبح بوى زلف جانان يافتم
    آسمان را سبزه اى برگوشه ى خوان يافتم
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر
    شاخ برگى بر كنار طاق ايوان يافتم
    درمقام بيخودى طفل دبستان يافتم
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر
    خويشتن را بر كنار آب حيوان يافتم
    در رياض وحدتش مرغ خوش الحان يافتم
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر
    قطب را در كنج خلوت سبحه گردان يافتم
    روح را هارون راه پور عمران يافتم
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر
    خويشتن را نوح و آب ديده طوفان يافتم
    كاندرين ره كافرى را عين ايمان يافتم
    بسكه خواندم لاتذر بر خويش و گشتم نوحه گر

    در فروش رسته ى بازار عمان يافتمدر فروش رسته ى بازار عمان يافتم

/ 933