گر مي كشندم ور مي كشندم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

گر مي كشندم ور مي كشندم




  • گر مي كشندم ور مي كشندم
    گفتم ز قيدش يابم رهائى
    گر خون برآنى كز من برانى
    سرو بلندم وقتى در آيد
    بر چشم پرخون چون ابر گريم
    گر خون برآنى كز من برانى
    پند لبيبان كى كار بندم
    جور تو سهلست ار مي پسندى
    گر خون برآنى كز من برانى
    گر خون برآنى كز من برانى
    صورت نبندم مل تو در چين
    گر خون برآنى كز من برانى

    گفتى که خواجو در درد ميردگفتى که خواجو در درد ميرد

  • گردن نهادم چون پاى بندم
    ليكن چو آهو سر در كمندم
    گر خون برآنى كز من برانى
    كز در درآيد بخت بلندم
    بر دور گردون چون برق خندم
    گر خون برآنى كز من برانى
    زيرا كه سودى نبود ز پندم
    ليكن ز دشمن نايد پسندم
    گر خون برآنى كز من برانى
    از زخم تيغت نبود گزندم
    زيرا كه ملت صورت نبندم
    گر خون برآنى كز من برانى

    آرى چه درمان چون دردمندمآرى چه درمان چون دردمندم

/ 933