اشكست كه مي گردد در كوى تو همرازم - غزلیات نسخه متنی

This is a Digital Library

With over 100,000 free electronic resource in Persian, Arabic and English

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اشكست كه مي گردد در كوى تو همرازم




  • اشكست كه مي گردد در كوى تو همرازم
    سر حلقه ى رندان كرد آن طره طرارم
    هر دم كه روان گردى جان در رهت افشانم
    گر صبر كند بارى مشكل نشود كارم
    جامى بده اى ساقى تا چهره برافروزم
    هر دم كه روان گردى جان در رهت افشانم
    در چنگ تو همچون نى مي نالم و مي زارم
    اين ضربت بى قانون تا چند زنى برمن
    هر دم كه روان گردى جان در رهت افشانم
    هر دم كه روان گردى جان در رهت افشانم
    چون با تو نپردازم آتشكده دل را
    هر دم كه روان گردى جان در رهت افشانم

    در صومعه چون خواجو تا چند فرود آيمدر صومعه چون خواجو تا چند فرود آيم

  • و آهست كه مي آيد در عشق تو دمسازم
    درديكش مستان كرد آن غمزه ى غمازم
    هر دم كه روان گردى جان در رهت افشانم
    ور ديده بدوزد لب بيرون نفتد رازم
    راهى بزن اى مطرب تا خرقه دراندازم
    هر دم كه روان گردى جان در رهت افشانم
    بر بوى تو همچون عود مي سوزم و مي سازم
    يك روز چو چنگ آخر در بركش و بنوازم
    هر دم كه روان گردى جان در رهت افشانم
    وان لحظه كه باز آئى سر در قدمت بازم
    كز آتش سودايت با خويش نپردازم
    هر دم كه روان گردى جان در رهت افشانم

    باشد که بود روزى در ميکده پروازمباشد که بود روزى در ميکده پروازم

/ 933