مي درم جامه و از مدعيان مي پوشم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مي درم جامه و از مدعيان مي پوشم




  • مي درم جامه و از مدعيان مي پوشم
    من چو از باده گلرنگ سيه روى شدم
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم
    هركه از مستى و ديوانگيم نهي كند
    باده مي نوشم و از آتش دل مي جوشم
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم
    هر دم ايشمع چرا سر دل آرى بزبان
    مطرب پرده سرا چون بخراشد رگ چنگ
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم
    دامنم دوش گر از خون جگر پر مي شد
    يا رب آن باده نوشين ز كجا آوردند
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم
    طاقت بار فراق تو ندارم ليكن
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم

    همچو خواجو دو جهان بى تو بيک جو نخرمهمچو خواجو دو جهان بى تو بيک جو نخرم

  • مي خورم جامى و زهرى بگمان مي نوشم
    چه غم از موعظه ى زاهد ازرق پوشم
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم
    گو برو با دگرى گوى كه من بيهوشم
    مگر آن آب چو آتش بنشاند جوشم
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم
    نه من سوخته خون مي خورم و خاموشم
    نتوانم كه من سوخته دل نخروشم
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم
    اين چه سيلست كه امشب بگذشت از دوشم
    كه چنان مست ببردند ز مجلس دوشم
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم
    دارم از لطف تو آن چشم كه دارى گوشم
    چون فتادم چكنم مي كشم و مي كوشم
    چون من از پاى در افتادم و از دست شدم

    وز تو موئى به همه ملک جهان نفروشموز تو موئى به همه ملک جهان نفروشم

/ 933