من بار هجر مي كشم و ناقه محملم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

من بار هجر مي كشم و ناقه محملم




  • من بار هجر مي كشم و ناقه محملم
    طوفان آب ديده گر ازين صفت رود
    آندم كه خاك گردم و خاكم شود غبار
    با درد خود مرا بگذاريد و بگذريد
    گفتم قدم برون نهم از آستان دوست
    آندم كه خاك گردم و خاكم شود غبار
    هرجا كه مي نشينم و هر جا كه مي روم
    گر ديگرى بضربت خنجر شود قتيل
    آندم كه خاك گردم و خاكم شود غبار
    آندم كه خاك گردم و خاكم شود غبار
    هر چند عمر در سر تحصيل كرده ام
    آندم كه خاك گردم و خاكم شود غبار

    خواجو برو که قافله کوس رحيل زدخواجو برو که قافله کوس رحيل زد

  • برگير ساربان نفسى بارى از دلم
    زين پس مگر سفينه رساند بمنزلم
    آندم كه خاك گردم و خاكم شود غبار
    كايندم نماند طاقت قطع منازلم
    از آب ديده پاى فرو رفت در گلم
    آندم كه خاك گردم و خاكم شود غبار
    نقشش نمي رود نفسى از مقابلم
    من كشته دو ساعد سيمين قاتلم
    آندم كه خاك گردم و خاكم شود غبار
    از بحر عشق باد نيارد بساحلم
    بيحاصليست در غم عشق تو حاصلم
    آندم كه خاك گردم و خاكم شود غبار

    اى دوستان چه چاره چو من در سلاسلماى دوستان چه چاره چو من در سلاسلم

/ 933