گر من خمار خود ز لب يار بشكنم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

گر من خمار خود ز لب يار بشكنم




  • گر من خمار خود ز لب يار بشكنم
    بر بام هفت قلعه ى گردون علم زنم
    بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
    در هم كشم طناب سراپرده كبود
    منجوق چتر خسرو سياره بفكنم
    بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
    گر پاى ازين دواير كحلى برون نهم
    بر اوج اين نشيمن سبز آشيان پرم
    بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
    بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
    تا كى طريق توبه و سالوس و معرفت
    بفروزم از چراغ روان شمع عشق را

    خواجو بيا که نيم شب از بهر جرعه ئىخواجو بيا که نيم شب از بهر جرعه ئى

  • بازار كارخانه ى اسرار بشكنم
    دندان چرخ سركش خونخوار بشكنم
    بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
    بند و طلسم گنبد دوار بشكنم
    قلب سپاه كوكب سيار بشكنم
    بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
    چون نقطه پايدارم و پرگار بشكنم
    نسرين چرخ را پر و منقار بشكنم
    بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
    ناموس اين حديقه ى انوار بشكنم
    جامى بده كه توبه بيكبار بشكنم
    بفروزم از چراغ روان شمع عشق را

    زنجير و قفل خانه خمار بشکنمزنجير و قفل خانه خمار بشکنم

/ 933