ز روى خوب تو گفتم كه پرده برفكنم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ز روى خوب تو گفتم كه پرده برفكنم




  • ز روى خوب تو گفتم كه پرده برفكنم
    مرا ز خويش بيك جام باده باز رهان
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف
    بجز نسيم صبا اى برادران عزيز
    چو زان دو نرگس ميگون بيان كنم رمزى
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف
    اگر نصيب نبخشى ز لاله و سمنم
    گهى كه بلبل روح از قفس كند پرواز
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف
    در آن نفسى كه مرا از لحد برانگيزند
    اگر خيال تو آيد بپرسشم روزى
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف
    چو شمع مجلس اگر دم برآرم از سر سوز
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف

    اگر چو زلف کژت بر شکستم از خواجواگر چو زلف کژت بر شکستم از خواجو

  • ولى چو درنگرم پرده ى رخ تو منم
    كه جام باده رهائى دهد ز خويشتنم
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف
    كه آرد از طرف مصر بوى پيرهنم
    كسى كه گوش كند مست گردد از سخنم
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف
    ز دور باز مدار از تفرج چمنم
    زنم اگر نه در اين دم صفير شوق زنم
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف
    حدي عشق تو باشد نوشته بر كفنم
    بجز خيال نيابد نشانى از بدنم
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف
    بدان اميد كه در پاى مركبت فكنم
    برآرد آتش عشقت زبانه از دهنم
    نهاده ام سر پر شور دائما بر كف

    گمان مبر که توانم که از تو بر شکنمگمان مبر که توانم که از تو بر شکنم

/ 933