مدام آن نرگس سرمست را در خواب مي بينم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مدام آن نرگس سرمست را در خواب مي بينم




  • مدام آن نرگس سرمست را در خواب مي بينم
    اگر خط سيه كارش غبارى دارد از عنبر
    نسيم خلد يا بوى وصال يار مي يابم
    اگر چه واضع خطست اين مقله ى چشمم
    دلم همچون كبوتر در هوا پرواز مي گيرد
    نسيم خلد يا بوى وصال يار مي يابم
    نسيم خلد يا بوى وصال يار مي يابم
    مرا گويند كز عناب خون ساكن شود ليكن
    نسيم خلد يا بوى وصال يار مي يابم

    برين در پاى برجا باش اگر دستت دهد خواجوبرين در پاى برجا باش اگر دستت دهد خواجو

  • عجب مستيست كش پيوسته در محراب مي بينيم
    چرا آن زلف عنبربيز را در تاب مي بينم
    نسيم خلد يا بوى وصال يار مي يابم
    وليكن پيش ياقوتت ز شرمش آب مي بينم
    چو تاب و پيچ آن گيسوى چون مضراب مي بينم
    نسيم خلد يا بوى وصال يار مي يابم
    بهشت عدن يا منزلگه احباب مي بينم
    من اين سيلاب خون زان لعل چون عناب مي بينم
    نسيم خلد يا بوى وصال يار مي يابم

    که من کلى فتح خويش در اين باب مي بينمکه من کلى فتح خويش در اين باب مي بينم

/ 933