از سر جان درگذر گر وصل جانان بايدت - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

از سر جان درگذر گر وصل جانان بايدت




  • از سر جان درگذر گر وصل جانان بايدت
    داروى درد محبت ترك درمان كردنست
    حكم يونان يابد آنكش حكمت يونان بود
    داده ئى خاتم بدست ديو و شادروان بباد
    راه تاريكى نشايد قطع كردن بي دليل
    حكم يونان يابد آنكش حكمت يونان بود
    از سر يكدانه گندم در نمي آرى گذشت
    راه دريا گير اگر للى عمانت هواست
    حكم يونان يابد آنكش حكمت يونان بود
    حكم يونان يابد آنكش حكمت يونان بود
    دل بناكامى بنه گر كام جانت آرزوست
    حكم يونان يابد آنكش حكمت يونان بود

    بى سر و سامان درآ خواجو اگر دارى سرىبى سر و سامان درآ خواجو اگر دارى سرى

  • بر در دل خيمه زن گر عالم جان بايدت
    دردى دردى بنوش ار زانك درمان بايدت
    حكم يونان يابد آنكش حكمت يونان بود
    وانگه از ديوانگى ملك سليمان بايدت
    خضر راهى برگزين گر آب حيوان بايدت
    حكم يونان يابد آنكش حكمت يونان بود
    وز براى نزهت دل باغ رضوان بايدت
    دست دربان بوس اگر تشريف سلطان بايدت
    حكم يونان يابد آنكش حكمت يونان بود
    حكمت يونان طلب گر حكم يونان بايدت
    ترك مستورى بده گر عيش مستان بايدت
    حكم يونان يابد آنكش حكمت يونان بود

    وز سر سر در گذر گر زانک سامان بايدتوز سر سر در گذر گر زانک سامان بايدت

/ 933