من بيدل نگر از صحبت جانان محروم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

من بيدل نگر از صحبت جانان محروم




  • من بيدل نگر از صحبت جانان محروم
    خضر سيراب و من تشنه جگر در ظلمات
    اى مقيمان سر كوى سلاطين آخر
    آن نگينى كه بدو بود ممالك بر پاى
    اى طبيب دل مجروح روا مي دارى
    اى مقيمان سر كوى سلاطين آخر
    خاشه چينان زمين روب سراپرده ى انس
    همچو پروانه نگر مرغ دل ريش مرا
    اى مقيمان سر كوى سلاطين آخر
    اى مقيمان سر كوى سلاطين آخر
    رحمت آريد برآن مرغ سحر خوان چمن
    اى مقيمان سر كوى سلاطين آخر

    عيب خواجو نتوان کرد اگرش جان عزيزعيب خواجو نتوان کرد اگرش جان عزيز

  • تنم از درد به جان آمده وز جان محروم
    چون سكندر ز لب چشمه ى حيوان محروم
    اى مقيمان سر كوى سلاطين آخر
    در كف ديو فتادست و سليمان محروم
    جان من خون شده از رنج و ز درمان محروم
    اى مقيمان سر كوى سلاطين آخر
    همه در بندگى و بنده ازينسان محروم
    بال و پر سوخته وز شمع شبستان محروم
    اى مقيمان سر كوى سلاطين آخر
    بنده تا كى بود از حضرت سلطان محروم
    كو بماند ز گل و طرف گلستان محروم
    اى مقيمان سر كوى سلاطين آخر

    همچو يعقوب شد از يوسف کنعان محرومهمچو يعقوب شد از يوسف کنعان محروم

/ 933