اين چه بويست كه از باد صبا مي شنوم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اين چه بويست كه از باد صبا مي شنوم




  • اين چه بويست كه از باد صبا مي شنوم
    گر نه هدهد ز سبا باز پيام آوردست
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست
    از كجا مي رسد اين قاصد فرخنده كزو
    اى عزيزان اگر از مصر نمي آيد باد
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست
    مي كنم ناله و فرياد ولى از در و كوه
    نسبت شكل هلال و صفت قامت خويش
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست
    اين چه رنجست كزو راحت جان مي يابم
    اى رفيقان من از آن سرو صنوبر قامت
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست
    سخن آن دو كمانخانه ى ابروى دو تا
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست

    هر گياهى که ز خون دل خواجو رستستهر گياهى که ز خون دل خواجو رستست

  • وين چه خاكست كزو بوى وفا مي شنوم
    اين چه مرغيست كزو حال سبا مي شنوم
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست
    مژده آنمه خورشيد لقا مي شنوم
    بوى پيراهن يوسف ز كجا مي شنوم
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست
    سخن سخت بهنگام صدا مي شنوم
    يك بيك زان خم ابروى دوتا مي شنوم
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست
    وين چه دردست كزو بوى دوا مي شنوم
    بصفت راست نيايد كه چها مي شنوم
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست
    هر نفس زو سخن سرد چرا مي شنوم
    نه باندازه ى بازوى شما مي شنوم
    باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست

    دمبدم زو نفس مهر گيا مي شنومدمبدم زو نفس مهر گيا مي شنوم

/ 933