مدتى شد كه درين شهر گرفتار توايم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مدتى شد كه درين شهر گرفتار توايم




  • مدتى شد كه درين شهر گرفتار توايم
    كار ما را مكن آشفته و مفكن در پاى
    تا ابد دست طلب باز نداريم از تو
    طرب افزاى مقيمان درت زارى ماست
    گر كنى قصد دل خسته ى ياران سهلست
    تا ابد دست طلب باز نداريم از تو
    تو بغم خوردن ما شادى و از دشمن دوست
    آخر اى گلبن نو رسته بستان جمال
    تا ابد دست طلب باز نداريم از تو
    تا ابد دست طلب باز نداريم از تو
    بده اى لعبت ساقى قدحى باده كه ما
    تا ابد دست طلب باز نداريم از تو

    آب برآتش خواجو زن و ما را مگذارآب برآتش خواجو زن و ما را مگذار

  • پاى بند گره طره طرار توايم
    كه پريشان سر زلف سيه كار توايم
    تا ابد دست طلب باز نداريم از تو
    زانكه ما مطرب بازارى بازار توايم
    ترك يارى مكن اى يار كه ما يار توايم
    تا ابد دست طلب باز نداريم از تو
    هيچكس را غم ما نيست كه غمخوار توايم
    پرده بگشاى كه ما بلبل گلزار توايم
    تا ابد دست طلب باز نداريم از تو
    زانكه از عهد ازل باز طلبكار توايم
    مست آن نرگس مخمور دلازار توايم
    تا ابد دست طلب باز نداريم از تو

    بر سر خاک بخوارى که هوا دار توايمبر سر خاک بخوارى که هوا دار توايم

/ 933