با لعل او ز جوهر جان در گذشته ايم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

با لعل او ز جوهر جان در گذشته ايم




  • با لعل او ز جوهر جان در گذشته ايم
    پيرانه سر به عشق جوانان شديم فاش
    بر هر زمين كه بي تو زمانى نشسته ايم
    از ما مجوى شرح غم عشق را بيان
    چون موى گشته ايم وليكن گمان مبر
    بر هر زمين كه بي تو زمانى نشسته ايم
    در آتشيم بر لب آب روان وليك
    از ما نشان مجوى و مبر نام ما كه ما
    بر هر زمين كه بي تو زمانى نشسته ايم
    بر هر زمين كه بي تو زمانى نشسته ايم
    خواجو اگر چنانكه جهانيست از علو
    بر هر زمين كه بي تو زمانى نشسته ايم



  • با قامتش ز سرو روان در گذشته ايم
    وز عقل پير و بخت جوان در گذشته ايم
    بر هر زمين كه بي تو زمانى نشسته ايم
    زيرا كه ما ز شرح و بيان در گذشته ايم
    كز شاهدان موى ميان در گذشته ايم
    بر هر زمين كه بي تو زمانى نشسته ايم
    از تاب تشنگى ز روان در گذشته ايم
    از بيخودى ز نام و نشان در گذشته ايم
    بر هر زمين كه بي تو زمانى نشسته ايم
    صد باره از زمين و زمان در گذشته ايم
    زو در گذر كه ما ز جهان در گذشته ايم
    بر هر زمين كه بي تو زمانى نشسته ايم



/ 933