ما بدرگاه تو از كوى نياز آمده ايم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ما بدرگاه تو از كوى نياز آمده ايم




  • ما بدرگاه تو از كوى نياز آمده ايم
    قدحى آب كه برآتش ما افشاند
    همچو محمود نداريم سر ملكت و تاج
    بينوا گرد عراق ار چه بسى گرديديم
    غسل كرديم به خون دل و از روى نياز
    همچو محمود نداريم سر ملكت و تاج
    تا نسيم سمن از گلشن جان بشنيديم
    بيش ازين برگ چمن بود چو بلبل ما را
    همچو محمود نداريم سر ملكت و تاج
    همچو محمود نداريم سر ملكت و تاج
    تا چه صيديم كه در چنگ پلنگ افتاديم
    همچو محمود نداريم سر ملكت و تاج

    برگ خواجو اگر از لطف بسازى چه شودبرگ خواجو اگر از لطف بسازى چه شود

  • به هوايت ز ره دور و دراز آمده ايم
    كه درين باديه با سوز و گداز آمده ايم
    همچو محمود نداريم سر ملكت و تاج
    راست از راه سپاهان بحجاز آمده ايم
    بعبادتگه لطفت بنماز آمده ايم
    همچو محمود نداريم سر ملكت و تاج
    همچو مرغ سحرى نغمه نواز آمده ايم
    شاهبازيم كنون كز همه باز آمده ايم
    همچو محمود نداريم سر ملكت و تاج
    كه گرفتار سر زلف اياز آمده ايم
    يا چه كبكيم كه در چنگل باز آمده ايم
    همچو محمود نداريم سر ملكت و تاج

    کاندرين راه نه با توشه و ساز آمده ايمکاندرين راه نه با توشه و ساز آمده ايم

/ 933