ما به نظاره ى رويت بجهان آمده ايم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ما به نظاره ى رويت بجهان آمده ايم




  • ما به نظاره ى رويت بجهان آمده ايم
    چون دل گمشده را با تو نشان يافته ايم
    چون نداريم سكون بى نظر مغبچگان
    گر برآريم فغان از غم دل معذوريم
    زخم شمشير ترا مرهم جان ساخته ايم
    چون نداريم سكون بى نظر مغبچگان
    قامت از غم چو كمان كرده و دل راست چو تير
    بى تو از دوزخ و فردوس چه جوئيم كه ما
    چون نداريم سكون بى نظر مغبچگان
    چون نداريم سكون بى نظر مغبچگان
    اگر آن جان جهان تيغ زند خواجو را
    چون نداريم سكون بى نظر مغبچگان



  • وز عدم پى بپيت نعره زنان آمده ايم
    از پى آن دل پرخون بنشان آمده ايم
    چون نداريم سكون بى نظر مغبچگان
    كز فغان دل غمگين بفغان آمده ايم
    ليكن از درد دل خسته بجان آمده ايم
    چون نداريم سكون بى نظر مغبچگان
    در صف عشق تو با تير و كمان آمده ايم
    هم ازين ايمن و هم فارغ از آن آمده ايم
    چون نداريم سكون بى نظر مغبچگان
    ساكن كوى خرابات مغان آمده ايم
    گو بزن زانكه مبرا ز جهان آمده ايم
    چون نداريم سكون بى نظر مغبچگان



/ 933