كشتى ما كو كه ما زورق درآب افكنده ايم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

كشتى ما كو كه ما زورق درآب افكنده ايم




  • كشتى ما كو كه ما زورق درآب افكنده ايم
    جام مى را مطلع خورشيد تابان كرده ايم
    ما كه از جام محبت نيمه مست افتاده ايم
    با جوانان بر در ميخانه مست افتاده ايم
    شاهد ميخوارگان گو روى بنماى از نقاب
    ما كه از جام محبت نيمه مست افتاده ايم
    محتسب اسب فضيحت بر سرما گو مران
    آبروى ساغر از چشم قدح پيماى ماست
    ما كه از جام محبت نيمه مست افتاده ايم
    ما كه از جام محبت نيمه مست افتاده ايم
    گوشه ى دل كرده ايم از بهر ميخواران كباب
    ما كه از جام محبت نيمه مست افتاده ايم

    غم مخور خواجو که از غم خواب را بينى بخوابغم مخور خواجو که از غم خواب را بينى بخواب

  • در خرابات مغان خود را خراب افكنده ايم
    وز حرارت تاب دل در آفتاب افكنده ايم
    ما كه از جام محبت نيمه مست افتاده ايم
    وز فغان پير مغان را در عذاب افكنده ايم
    كاين زمان از روى كار خود نقاب افكنده ايم
    ما كه از جام محبت نيمه مست افتاده ايم
    گر برندى در جهان خر در خلاف افكنده ايم
    گر به بى آبى سپر بر روى آب افكنده ايم
    ما كه از جام محبت نيمه مست افتاده ايم
    كى بهوش آئيم كافيون در شراب افكنده ايم
    ليكن از سوز دل آتش در كباب افكنده ايم
    ما كه از جام محبت نيمه مست افتاده ايم

    زانکه ما چشم اميد از خورد و خواب افکنده ايمزانکه ما چشم اميد از خورد و خواب افکنده ايم

/ 933