ما دلى ايثار او كرديم و جانى يافتيم - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ما دلى ايثار او كرديم و جانى يافتيم




  • ما دلى ايار او كرديم و جانى يافتيم
    چون نظر كرديم در بستان بياد قامتش
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
    با خيال عارض گلرنگ و قد سركشش
    گر چه چون عنقا به قاف عشق كرديم آشيان
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
    ترك عالم گير و عالمگير شو زيرا كه ما
    در جهان بى نشانى تا نياورديم روى
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
    سالها كرديم قطع وادى عشقش وليك
    ما نه از چشم گران خواب تو بيماريم و بس
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
    چون بياد تيغ مژگان تو بگشوديم چشم
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم



  • گوهرى در پايش افكنديم و كانى يافتيم
    راستى را از سهى سروى روانى يافتيم
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
    بر سر هر شاخ عرعر گلستانى يافتيم
    مرغ دلرا هر نفس در آشيانى يافتيم
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
    هر زمانى خويشتن را در مكانى يافتيم
    ظن مبر كز آن بت مه رو نشانى يافتيم
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
    تا نپندارى كه اين ره را كرانى يافتيم
    زانكه در هر گوشه از وى ناتوانى يافتيم
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم
    هر گياهى را كه ديديم ارغوانى يافتيم
    هر سو مو بر تن خواجو سنانى يافتيم
    در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم



/ 933