اى باغبان بگو كه ره بوستان كجاست - غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

کمال الدین ابو العطا محمود بن علی خواجوی کرمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اى باغبان بگو كه ره بوستان كجاست




  • اى باغبان بگو كه ره بوستان كجاست
    وى دوستان چه باشد اگر آگهى دهيد
    از بس دل شكسته كه برهم افتاده است
    تا چند تشنه بر سر آتش توان نشست
    در دم بجان رسيد و طبيبم پديد نيست
    از بس دل شكسته كه برهم افتاده است
    من خفته همچو چشم تو رنجور و در دلت
    چون ز آب ديده ناقه ما در وحل بماند
    از بس دل شكسته كه برهم افتاده است
    از بس دل شكسته كه برهم افتاده است
    در وادى فراق بجز چشمهاى ما
    از بس دل شكسته كه برهم افتاده است

    خواجو ز بحر عشق کران چون توان گرفتخواجو ز بحر عشق کران چون توان گرفت

  • در بوستان گلى چو رخ دوستان كجاست
    كان سرو گلعذار مرا بوستان كجاست
    از بس دل شكسته كه برهم افتاده است
    آن آب روح پرور آتش نشان كجاست
    دارو فروش خسته دلانرا دكان كجاست
    از بس دل شكسته كه برهم افتاده است
    روزى گذر نكرد كه آن ناتوان كجاست
    با ما بگو كه مرحله كاروان كجاست
    از بس دل شكسته كه برهم افتاده است
    پيدا نمي شود كه ره ساربان كجاست
    روشن بگو كه چشمه ى آب روان كجاست
    از بس دل شكسته كه برهم افتاده است

    زيرا که کس نگفت که آنرا کران کجاستزيرا که کس نگفت که آنرا کران کجاست

/ 933