غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

اوحدالدین محمد بن محمد انوری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید





  • دل در هوست ز جان برآيد
    گو جان و جهان مباش انديك
    سوديست تمام اگر دلى را
    همخانه ى هركه شد غم تو
    وانكس كه فرو شود به كويت
    گويى كه اگرچه هست كامم
    ليكن ز زبان اين و آنست
    نشنيدستى چنان توان مرد
    دل طعنه ى تو بديد بخريد ارزان مفروش انورى را
    ارزان مفروش انورى را



  • جان در غمت از جهان برآيد
    مقصود تو از ميان برآيد
    يك غم ز تو رايگان برآيد
    زودا كه ز خان و مان برآيد
    ديرا كه از او نشان برآيد
    تا كام دل فلان برآيد
    هر طعنه كه از زبان برآيد
    اى جان جهان كه جان برآيد
    تا ديده ى اين و آن برآيد گر باز خرى گران برآيد
    گر باز خرى گران برآيد


/ 339