غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

فروغی بسطامی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید





  • وقت مرگ آمد ز رحمت بر سر بالين من
    او پى جور و جفا، من بر سر مهر و وفا
    دلبرى رسم وى و عاشق كشى قانون وى
    كاش آن دير آشنا با خنجر آيد بر سرم
    تنگ شكر تلخ كام از خنده ى شيرين او
    چون ز صحن گلستان گلهاى رنگين مي دهد
    دوش بوسيدم لب نوشين آن مه را به خواب
    گفتم از نيش جدايى جان من بر لب رسيد
    گفتم آهنگ جنون دارد دلم، خنديد و گفت گر فروغى ديدن خوبان نبودى در نظر
    گر فروغى ديدن خوبان نبودى در نظر



  • تلخ شد كام حسود از مردن شيرين من
    من به فكر مهر او، او در خيال كين من
    عاشقى كيش من و حسرت كشى آيين من
    تا مگر از دل برآيد حسرت ديرين من
    گلبن تر سرخ روى از گريه ى رنگين من
    تازه مي گردد جراحات دل خونين من
    خواب شيرين چيست تعبير شب دوشين من
    گفت سهل است ار شبى بوسى لب نوشين من
    بايدش زنجير كرد از طره ى مشكين من هيچ عالم را نديدى چشم عالم بين من
    هيچ عالم را نديدى چشم عالم بين من


/ 543