در پرتو آذرخش نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

در پرتو آذرخش - نسخه متنی

محمدتقی مصباح یزدی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مسأله اصلى، تفاوت گذاشتن بين قطعيات و غيرقطعيات است. اين نكته را فراموش نكنيد كه آنها سعى مى كنند بگويند در دين، مسأله قطعى نداريم و همه چيز مشكوك است. اگر اين چنين است، مى گوييم پس اسلامى كه شما ادعاى آن را داريد چيست؟ آنها طبق مبناى خودشان هيچ جوابى ندارند. زيرا طبق مبناى ايشان همه چيز در معرض شك و ترديد و قرائتهاى مختلف است! سرانجام، چندى پيش در يكى از مجلات، مقاله اى به نام ذاتيات و عرضيات دين نوشته شد كه در آن بحث از اين مسأله بود كه چه امورى ذاتى دين است كه اگر آنها نباشند، ذات و جوهر دين از بين مى رود؟

در اين مقاله تقريباً تمام يقينيات و ضروريات دين از قبيل عرضيات شمرده شده بود. حتّى اعتقاد به خدا از ذاتيات دين دانسته نشده بود يعنى ممكن است انسان ديندار باشد، بدون اينكه اعتقاد به خدا هم داشته باشد!!

اين گفته ها افسانه نيست؛ شوخى هم نيست؛ اين مطالب را در مجلات جمهورى اسلامى ايران نوشته اند، افتخار بعضى از مسئولين هم اين است كه اين مجلات را رايج كرده اند و به آنها سوبسيد هم مى دهند. هر چه هم شما بگوئيد، در نهايت مى گويند اين اسلامِ شما و اسلامِ آخوندهاست؛ اين اسلامِ مرتجعين است! بله، ما يك اسلام ناب داريم و يك اسلام آمريكايى يا اسلام شيطانى كه همان است كه اين آقايان مى گويند. اسلام ناب همان است كه پيغمبر (صلّى الله عليه وآله)، امام (عليه السلام) و همه علما فرمودند. در ضروريات اين اسلام، هيچ جاى اختلاف نيست. اين اسلام ناب است. كسانى كه به نام اسلام، سخنان ديگرى مى گويند، آنها شعبه هاى مختلف اسلام آمريكايى است. و اطلاق اسلام بر اين اسلامهاى قلّابى از باب اطلاق حقيقت بر مجاز است. همچنان كه بگوييد طلا دو قسم است؛ يك قسم طلاى حقيقى، و قسم ديگر طلاى بدلى!

به هر حال، هر چند اسلام آمريكايى نام اسلام را اطلاق مى كنيم ولى اين اسلام، اسلامى تقلبى است؛ اما اسلام واقعى واحد است و يك قرائت بيشتر ندارد و اگر چه در موارد ظنى و مشكوك آن اختلاف فتوا هست؛ اما اين اختلاف نظر براى صاحب نظران است، آن هم در همان موارد مظنون.

/ 253