در شكر ايادى شمس الدين رئيس - قطعات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قطعات - نسخه متنی

خاقانی شروانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در شكر ايادى شمس الدين رئيس





  • من كه خاقانيم جفاى وطن
    از خسان چو سار شور انگيز
    شاه بازم هوا گرفته بلى
    نه نه شهباز چه؟ كه گنجشكم
    گرنه آزرده ام ز دست خسان
    ترسم از قهر ناخدا ترسان
    از كمين كمان كشان قضا
    من ز ارجيش ز ابر دست رئيس
    آن نه سيل است چيست طوفان است
    الغريق الغريق مي گويم
    گر همه كس ز منع بگريزد
    من كه خاقانيم به هيچ بدى
    پس به نيكان كجا بد انديشم
    گر ضميرم به هيچ كافر بد
    عادت اين داشتم به طفلى باز
    خود برنجم گرم برنجانند
    كوه را كاصل او هم از سنگ است
    همه رنج من از وجود من است
    من هم از باد سر به درد سرم همچو خاكم سزد كه خوار كنند
    همچو خاكم سزد كه خوار كنند



  • برده ام وز جفا گريخته ام
    چون ملخ بر ملا گريخته ام
    كز كمين بلا گريخته ام
    كز دم اژدها گريخته ام
    دست بر سر چرا گريخته ام
    لاجرم در خدا گريخته ام
    در حصار رضا گريخته ام
    وقت سيل سخا گريخته ام
    پس ز طوفان سرا گريخته ام
    ز آن چناند سيل تا گريخته ام
    منم آن كز عطا گريخته ام
    بد نخواهم كه اوست يزدانم
    سر ز سنت چگونه گردانم
    بد سگاليد نامسلمانم
    كه به رنجم ولى نرنجانم
    كه ز رنج افريده شد جانم
    بشكند زخم سنگ، من آنم
    لاجرم زين وجود نالانم
    ابرم، از باد باشد افغانم آن عزيزان كه خاك ايشانم
    آن عزيزان كه خاك ايشانم


/ 201