در مرثيه ى جمال الدين اصفهانى وزير صاحب موصل و وحيد الدين عموى خود - قطعات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قطعات - نسخه متنی

خاقانی شروانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در مرثيه ى جمال الدين اصفهانى وزير صاحب موصل و وحيد الدين عموى خود





  • جمال شاه سخا بود و بود تاج سرم
    به سوى اين دو يگانه به موصل و شروان
    هنر بدرد ز دندان تيز سين سخا
    سخا بمرد و مرا هر كه ديد از غم و درد
    منم غريق غم و اندهان كه در شب و روز
    آه به من مي رسد ز سختى و رنج جاى من نقطه اى است گوئى راست
    جاى من نقطه اى است گوئى راست



  • وحيد گنج هنر بود و بود عم به سرم
    دلى است معتكف و همتى است برحذرم
    دلم دريد و بخائيد گوشه ى جگرم
    گريست بر من و حالم چو ديد در بدرم
    غم جمال برم و انده وحيد خورم
    كه به جان مرگ را خريدارم زانكه سرگشته زير پرگارم
    زانكه سرگشته زير پرگارم


/ 201