ايضا در مرثيه ى امام محمد يحيى و خفه شدن او به دست غزان - قطعات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قطعات - نسخه متنی

خاقانی شروانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ايضا در مرثيه ى امام محمد يحيى و خفه شدن او به دست غزان





  • آن سالات را كه من كردم
    خاطرم را كه كرم شب تاب است
    صورتم را كه صفر ناچيز است
    خواجه صاحب خراج كون و مرا
    خواجه صاحب خراح كون و مرا
    پيش خندان لبش ز اشك چو ابر
    ز آتش شوق او كه در دل داشت
    من نديدم نه اهل بيتم ديد
    نه دروغ است خواب پاكان زانك
    آنك اصحاب صدق زيشان پرس
    آيت رحمت است كايت دهر
    نفس شيطان نمايد آن حاشا
    من رآنى فقد راى الله گوى
    از همه آن شگرف تر كه به من
    ز آن نظر كشت زرد عمر مرا
    زده از نور مصطفى خيمه
    مصطفى را ز رنج خاطر من
    آرى از بيم غارت گهر است
    مصطفى آمده به معمارى نعت او حرز جان خاقانى است
    نعت او حرز جان خاقانى است



  • از زبانش جواب ديدستند
    خادم ماهتاب ديدستند
    با الف هم حساب ديدستند
    از زكاتش نصاب ديدستند
    از زكاتش نصاب ديدستند
    گريه ى آفتاب ديدستند
    دل آتش كباب ديدستند
    كاهل حسن المب ديدستند
    از سر صدق خواب ديدستند
    تا كجا وز چه باب ديدستند
    با دليل عذاب دديدستند
    كه سپهرى شهاب ديدستند
    كاين نظر بس عجايب ديدستند
    نظرش بي حجاب ديدستند
    تا ابد فتح باب ديدستند
    دست من در طناب ديدستند
    با بدان در عتاب ديدستند
    كب را اضطراب ديدستند
    كه دلم را خراب ديدستند كز جهان احتساب ديدستند
    كز جهان احتساب ديدستند


/ 201