جوانى - قطعات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قطعات - نسخه متنی

جواد محدثی‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جوانى

«جوانى»، موسم عطر افشانىِ «بوستان عمر» و فصل شكوفه باران زندگى است. اگر «غوغاى بهار» در باغ زندگى ما برپا نشود، و اگر «بلبل جوانى» بر شاخسار عمرمان ترانه زيباى «پاكى» نخواند، ما همان خزان زده سرد و خموديم، هر چند صدها بهار بيايد و بگذرد ... كاش قدر جوانى را بدانيم!...

جوانى، مناسبترين فصل رسيدن به «خودباورى» است. جوانان اگر از «پندپيران» و «تجربه بزرگان» بهره گيرند، كمتر دچار حسرت مى شوند.

جوانى، زيباترين گلى است كه در بوستانِ عمر مى شكفد. امّا ... عمرش كوتاه، گلبرگهايش لطيف و بسيار آسيب پذير است.

آنكه «نقد جوانى» را رايگان از كف دهد، كوله بارى از حسرت را، تا دامنه قيامت بايد به دوش بكشد.

زندگى

جهاد اكبر

دشمنان ناشناخته، پنهان، نقاب زده، چند چهره، دوست نما فراوانند. گاهى هم، «خود»، دشمن خوديم و نمى دانيم!

دشمن، هميشه آن سوى كانالها و ميدانهاى مين و سيمهاى خاردار نيست،

گاهى درونِ دل است، خانه زاد است، خودى است، نهفته در سينه، خفته در دل و پنهان شده در قلب و ذهن است.

گاهى القاءات نفسانى، وسوسه هاى شيطانى، شبهه ها، دودليها، ترديدهاست. نيز، «تير» و «تركش» است كه از پاى درمى آورد و انسان صالح و سالك رااز «رده عمل» خارج مى كند.

دشمن، هميشه پشت خاكريزها نيست، بلكه پنهان شده در پشت «نيّت»ها و «منيّت»ها و انگيزه هاى ناخالص و هدف هاى مادّى است.

پيش از آنكه حريف آشكار را خاك كنى، پشتِ «نفس» را به خاك برسان!

پيش از آنكه در جبهه بيرونى، دشمن مسلّح را به اسارت بگيرى، از اسارت هواى نفس و تمنيّات دل، آزاد شو!

پيش از آنكه از خاكريز جبهه عبور كنى، از خاكريز «خود» بگذر و خط شكنى را در درون خويش آغاز كن.

رسيدن به خلوص و اخلاص و خودسازى، معبرهاى سخت و گردنه هاى صعب العبور دارد، كه شجاعتى افزون و اراده و همّتى والاتر و بصيرتى فراوان مى طلبد.

قطره اشك و باران گريه، شعله هاى دوزخ را فرو مى نشاند،

بايد از خداوند، «ديده هاى بارانى» طلب كرد.

زندگى

حجّ

حج، ميعاد در سرزمين موعود و تربت برگزيده خداست و حاجى، زائر ديار يار و حريمِ حرم دوست است.

مكه و مدينه، تاريخ مجسم مكتب است. هرگوشه اين ديار، هر سنگ اين بيت، هر رواق اين حرم، و هر شبستان اين حريم، خاطره انگيز است و سرگذشت ها و ماجراها و درسها و عبرتها دارد.

«منا»، خاطره قربانى كردن ابراهيم، اسماعيل را، به ذهن مى آورد. و «عرفات»، صحنه شورانگيز مناجات عاشقانه حسين(ع) را با خداوند، در دامنه كوه رحمت ... «جبل الرحمه».

حج، گشودنِ بندِ «عادت» از پاى «روز مرّگى» و چشيدن آب يقين از چشمه حيات و پرواز به كويى است كه دلها به عشق آن مى تپد.

حج، سفرى است به سوى نبض ايمان و مهد قرآن و مهبط وحى و جلوه گاه عشق و عرفان.

مكّه، سرزمين برگزيده خدا و كانون معنويت و توحيد و خاستگاه اسلام است و زيارت اين ديار، قدم نهادن در وادى محبوب خدا و پاسخگويى به دعوتنامه عام چند هزار ساله ابراهيم خليل است.

حج، حضور در ميقات ربّ و شركت در ضيافةاللّه است.

كعبه و قبله، شهداى حرم، عيدقربان

/ 55