پيدايش آذين و نوشته بر جامه كعبه
اول: پيدايش كردشيه و طراز (كمربند) و پرده درِ كعبه:
پيش از آنكه درباره پيدايش آذين و نوشته بر جامه شريف كعبه سخن بگوييم، ضرورى است، نخست درباره پيدايش «كردشيه» و كمربند و پرده درِ كعبه سخن به ميان آوريم; زيرا آذين و نوشته، همواره به صورت عمومى بر تمامى قطعههاى جامه كعبه شريفه قرار دارد.جامات يا قطعههاى طلايى و نوشتهدار جامه كعبه شريفه:
پيشينه قطعههاى طلايى و نوشته شده بر جامه كعبه، به سال 810هجرى مىرسد. فاسى پس از نقل اين مطلب، از نقش و نگارها و رنگ قطعههاى ياد شده و نيز از برخى سالها كه جامه عارى از آن قطعهها بوده، ياد كرده و از نوشتههاى نقش بسته بر زمينه آنها و نيز از نقاطى كه آن قطعهها بر جامه كعبه قرار داشته، سخن به ميان آورده است.وى مىگويد: در سال 810هجرى قمرى بر روى جامه سمت شرقى كعبه، قطعههاى ابريشمى نقش دارى به رنگ سفيد به وجود آوردند كه در سالهاى 811، 812، 813 و 814 نيز چنين كردند ولى در سال 815 اين كار صورت نگرفت; به طورى كه تمامى سمت شرقى، تا سالهاى 816، 817، 818، همانند پيش به رنگ سياه بود، ليكن از آن پس، در سمت شرقى، با قطعههاى ابريشمى نقشدار سفيد رنگ در قسمت زيرين كمربند تا پايين جامه آن هم در هر قطعه آذين نمودند.اين ماجرا در سال 819 رخ داد. در قطعههاى ياد شده، نوشته «لا اله الاّ الله، محمّد رسول الله» به رنگ سفيد آذين شده بود. قطعههاى پيشگفته كه به شكل دايره بود، به سال810 پديد آمد و همچنان تا پنج سال متوالى پس از سالهاى هفده و هجده همچنان به رنگ سفيد بودتا اينكه در سال 825 قطعههاى نوشته شده به رنگ سفيد برداشته شده و قطعههايى به رنگ سياه جايگزين آنها گرديد.»«قلقشندى» نيز از پيدايش قطعههاى نوشته شده، در تاريخى كه فاسى از آن ياد كرد، مطالبى آورده است: وى در كتابش (صبح الأعشى) مىنويسد:«... سپس برخى از سمتهاى جامه، طبق معمول از ابريشم سياه بود و برخى ديگر در ميان ابريشم سياه و در آن قطعههاى نوشته شده به رنگ سفيد بود كه «لا اله الاّ الله، محمّد رسول الله» بر آن نقشبستهبود.ازآن پس، در سال814هـ.ق. سمتِ پيش روى جامه، به وسيله تعدادى از قطعههاى نوشته شده به رنگ بنفش آذين گرديد...»
از مطالب گفتنى درباره طراز (كمربند) و پرده درِ كعبه (برقع)، آگاهى دقيقى در دست نيست. همچنين هيچگونه آگاهى درباره زمان پيدايش و افزودن هر يك از آنها بر جامه كعبه معظمه، وجود ندارد، با آنكه برخى از تاريخ نگاران همانند فاسى، قلقشندى و ابن جبير در ميان نوشتههاى خود، اشارهاى به پيدايش كمربند در دوران خود و دورانهاى پيش از آن، كردهاند. و نيز اشاره فاسى و قلقشندى به پيدايش پرده درِ كعبه در عصر خود ديده مىشود، ليكن هيچيك از آنان نامى از نخستين شخص عمل كننده بدان، و زمان پيدايش آنها سخنى به ميان نياوردهاند.كتابهاى فراوانى را مورد بررسى قرار دادم تا شايد بتوانم نخستين شخص اقدام كننده به آن را يافته و يا تاريخ آن را به دست آورم، ليكن در اين زمينه موفقيتى كسبنكردم.تاريخنگاران آنگاه كه درباره جامههاى كعبه در دوران جاهليّت و عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و نيز زمان خلفا و قدرت امويان و نيز عصر عباسى اوّل مطلب مىنگاشتند هيچگونه اشارهاى، نزديك و يا دور به كمربند آن نكرده و يا سخنى از پرده درِ كعبه به ميان نياوردهاند و از اين رهگذر عبور كردهاند.
طراز (كمربند) جامه كعبه
اگر نوشتههاى تاريخ نگاران را، كه در اين باره نگاشتهاند، بررسى كنيم، به آگاهىهاى تقريباً گستردهاى دست مىيابيم. يكى از آنان فاسى است. وى در «عقد الفريد» به نقل از ابن عبد ربّه (متوفّاى سال 349هـ. ق.) جامه كعبه را توصيف نموده و از زمان قرار داده شدن آن بر كعبه نيز ياد كرده است. گفته او چنين است:«... هنگامى كه حاجيان در روز نحر (عيد قربان) از احرام خارج شدند، كعبه نيز از احرام خارج گرديد و در اين حال به وسيله جامهاى از ديباج(192) سرخ خراسانى، كه بر آن دايرههايى است مكتوب و درون آنها حمد پروردگار و ثنا و تكبير و تعظيم او نقش بسته است، پوشانيده شد. اين جامه تا سال آينده همچنان بر روى كعبه قرار دارد و در آن هنگام، دوباره به وسيله جامه توصيف شده، تغيير مىيابد.»از گفته ابن عبد ربّه چنين برداشت مىشود كه جامه دوران او (عصر عبّاسى دوم) از ديباج سرخ بوده كه دايرههايى از نوشتهها با عبارتهاى حمد و ثنا و تكبير و تعظيم بارى تعالى داشته است. آيا مىتوان گفت كه منظور از دايرههاى نوشته شده همان كمربند بوده است؟ ممكن است چنين باشد و شايد اين دايرهها به صورت كمربند كنونى نبوده، ليكن در هر صورت نشان دهنده آن است كه در آن هنگام در برخى از قسمتهاى جامه، نوشتههايى وجود داشته كه با گذشت زمان كم كم در اين زمينه پيشرفتها و خلاّقيّتهاى نوينى به كار رفته و در پايان به صورت كمربند كنونى در آمده است.گفتنى است كه پس از اين دوران، در ميان گفتههاى تاريخ نگاران، به واژه «دايرهها» يا «حلقهها» برخورد نمىكنيم و تنها پس از گذشت يكصد سال تقريباً از دوران ابن عبدربّه است كه اشاره ديگرى به وجود كمربند بر روى جامه كعبه شده است. در اين اشاره، تصريح به نام آن نگرديده است.در فاصله ميان سالهاى 437 تا 444هـ. ق. ناصر خسرو جامه كعبه مشرّفه را از نزديك ديده و در سفرنامه خود آن را اينگونه توصيف كرده است:«... امّا جامه به رنگ سپيد رگهدار (مخطط) بوده كه بر روى آن دو نوار به عرض يك ذراع قرار داشت. ارتفاع جامه ميان دو نوار ياد شده ده ذراع بوده به طورى كه قسمتهاى زبرين و زيرين دو نوار به همان انداه بودند. و بدين گونه، كعبه آنچنان به نظر مىرسيد كه به سه قسمت تقسيم گرديده است لازم به تذكر است كه اندازههاى ياد شده بر اساس تعيين تقريبى اينجانب به ده ذراع مىرسيد.»
بىشك اشاره ناصر خسرو به وجود اين دو نوار بر روى جامه; يكى در نقطه ثلث جامه و ديگرى در ارتفاع دو ثلث از آن گواه متقنى است بر وجود دو كمربند بر جامه كعبه.از آن پس، همواره كلمه كمربند (طراز) را با صراحت به هنگام سخن از جامه ملاحظه مىكنيم; همچنانكه يادآورى مىگردد، در آن هنگام; يعنى در آغاز خلافت «ناصر عباسى»، جامه كعبه از ديباج سبز تشكيل مىگرديد «وسپس در دوران او كعبه به وسيله جامهاى سياه پوشانيده شد... كه در آن طرازى (=كمربند) از زرد قرار داشت، گفتنى است كه پيش از آن، اين طراز به رنگ سپيد بود.»
هنگامى كه جامه بر اثر توفان شديدى كه به سال 644هـ. ق. رخ داد، پاره شد. منصور بن منعه بغدادى، بزرگِ حرم مكّى، جامهاى از پنبه، رنگ آميزى شده به سياه را بر كعبه آويخت و به وسيله كمربند قديمى كه بر روى جامه پيشين وجود داشت آن را آذين كرد.گفتنى است نخستين بار نوشته بر روى كمربند در دوران خلافت «الناصر لدينالله عباسى» صورت گرفت كه ابن جبير در سفرنامه خود، به سال 579 هجرى در اين باره چنين ياد مىكند:«... هنگامى كه روز سه شنبه سيزدهم شهر مبارك ياد شده (ذى الحجه) فرا رسيد. شيبيان جامه سبز درخشندهاى را كه ديدهها بدان روشن مىگرديد، بر كعبه قرار دادند. در بالاى جامه ياد شده نقش وسيعى به رنگ سرخ در سمت پيش روى كعبه و در برابر مقام كريم و در كنار درِ مكرّم بيت كه همانا صورت مبارك كعبه است قرار داشت. در زمينه نقش ياد شده پس از بسم الله آيه: {إنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنّاس}(196) نوشته شده بود.در بخشهاى ديگر آن، نام خليفه و دعا براى او، ديده مىشد. در پيرامونِ نقش ياد شده، دو طغراى سرخ با دايرههاى سفيد كوچك قرار داشت كه در آن با خط بسيار ظريفى، آياتى چند از قرآن و همچنين نام خليفه به چشم مىخورد...».اين چنين در مىيابيم كه ابن جبير ضمن مطالبش از وجود كمربند «نقش وسيع به رنگ سرخ» ياد كرده كه پيرامون كعبه را از تمامى قسمتها دربرگرفته و درون آنها نوشتههايى قرار داشته است.وى همچنين از ظهور نوشتههاى نوين بر جامه ياد كرده كه آن «دو طغراى سرخ با دايرههاى سفيد كوچك» است و نوشتههايى در متن دايرههاى ياد شده وجود داشته كه شامل آياتى از قرآن كريم و نام خليفه بوده است.به نظر مىرسد كه اين نوشتهها همان آذينهاى زربفت بوده كه بعد از اين به نام قطعههاى طلايى نوشته شده يا به «كردشيات» و يا «رنوك» معروف گرديده كه در آينده به هنگام سخن از جامه كعبه در دوران جديد و كنونى، از آن ياد خواهيم كرد.تاريخ نگاران در ادامه مطالب خود، به مسأله طراز (=كمربند) در دورانهاى پس از ابن جبير نيز اشاراتى داشتهاند.فاسى و قلقشندى از چگونگى «كمربند» در دوران مماليك، كه در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم هجرى بوده، مطالبى آورده، و گفتهاند: در اين دوران رنگهاى كمربند گوناگون و نوشتههاى روى آن متغيّر بوده است. نكته گفتنى اين كه: فاسى خود درباره كمربند و آيات قرآنى نوشته شده بر روى آن در سمتهاى چهارگانه كعبه مىنويسد:«... جامه كعبه داراى كمربندى از ابريشم زرد بوده كه پيش از آن، آنچنانكه ما آن را مشاهده كرديم، اين كمربند به رنگ سپيد بود. نخستين بار يك يا دو سال، پيش از سال هشتصد، كمربند به رنگ زرد انتخاب گرديد.بر روى كمربند جامه كعبه آياتى از قرآن كريم نقش بسته است، در سمت شرقى آن، اين آيات آمده است:{إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَهُدىً لِلْعَالَمِينَ * فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً وَللهِِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنْ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِىٌّ عَنْ الْعَالَمِينَ}
و در سمت غربى:{وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنْ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ * رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}
و در سمت يمانى:{جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَاماً لِلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْىَ وَالْقَلاَئِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَمَا فِي الاَْرْضِ وَأَنَّ اللهَ بِكُلِّ شَيْء عَلِيمٌ}
و در سمت شامى نام پادشاه مصر و فرمان او براى ساختن جامه را بافتهاند.طراز (كمربند) ياد شده، در ناحيه ربع زبرين از خانه قرار دارد.»
اگر به آيات قرآنىِ نوشته شده بر روى كمربند دقت كنيم و آن را با آنچه كه در پيش نوشته مىشده و اكنون نيز در دوران حاضر نوشته مىشود به مقايسه بگذاريم، روشن مىشود كه با تغييرات بسيار اندكى، همان آيات نوشته مىشود، همچنانكه در سمت شامى، كه ويژه اهداى جامه بوده، اكنون نيز در دوران حاضر به همان صورت انجام مىگيرد.امّا قلقشندى ـ كه معاصر فاسى بوده ـ درباره كمربند تنها به بيان آيات نوشته شده در سمت شرقى، كه درِ كعبه مشرفه در آن است، بسنده كرده، سپس به رنگهاى گوناگون كمربند پرداخته و آن را با رنگ جامه، مورد بررسى قرار داده است. او تركيب اين رنگها با يكديگر را بسيار زيبا و دلنشين توصيف نموده، مىگويد:«آنچه كه هم اكنون در دوران ما تا پايان دولت ظاهريه برقوق(201) و آغاز دولت ناصريّه فرزندش «فرج» جريان دارد، اين است كه:«كعبه به وسيله جامهاى از ديباج سياه برجسته، از بالا تا پايين پوشانيده شده كه در قسمت زبرين آن كمربندى از همان ابريشم به رنگ سپيد قرار دارد و بر روى آن آيه: {إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً} نقش بسته است. سپس آيات ديگر.. و آنگاه در سال... و هشتصد در دولت ناصريه، فرج بن برقوق، كمربند ياد شده، از رنگ سپيد به رنگ زرد تغيير يافت. پس نوشتهها در زمينهاى سياه با ابريشمى زرد مزيّن به طلا قرار گرفت. مخفى نماند كه اين روش زيباتر از پيش به نظر مىرسيد; زيرا تركيب دو رنگ سياه و سپيد جلوه خاصّ ديگرى را به خود گرفته بود...».بدين ترتيب، روشن مىشود كه كمربندِ روى جامه، از دورانى بس پيش (دوران عباسى دوم) پديد آمد و در دوران مماليك پيشرفت قابل ملاحظهاى كرد و سرانجام تقريباً شبيه كمربند كنونى در آمد.